خرس مهربان
  
 آدمی زندگی عشق و ادبیان
 
فروردین 1387
ش ی د س چ پ ج
          1 2
3 4 5 6 7 8 9
10 11 12 13 14 15 16
17 18 19 20 21 22 23
24 25 26 27 28 29 30
31            
 
آرشیو
 
دوشنبه 31 اردیبهشت ماه سال 1386
فراخوان برای محکوم کردن توحش و سرکوب عریان

 

سلام

سرکوب عریان و توحش را بر علیه زنان دانشجویان فعالان قومی ....بدون استثنا محکوم کنیم

 

 

 

 ۶g۱abfn.jpg

 

 

سرکوب عریان و بی وقفه مافیای حاکم هر لحظه شدیدتر و گسترده تر می شود. شواهد موجود نشان می دهد که مافیای حاکم هم زمان با سازش و باج دهی به قدرت های مسلط جهانی از کیسه مردم ، به سرکوب وحشیانه هر صدای بلند و هر جنبش فعال یا حتی فعال بالقوه می پردازد.

متاسفانه در میان فعالان جامعه نوعی جو چپ ستیزی لیبرال ستیزی قومیت ستیزی مذهبی ستیزی ....در حال گسترش است . بر همه فعالان و هواداران این جنبش ها واجب هست که از گسترش این جو جلوگیری کنند لیبرال چپ فعال قومی کارگری زنان دانشجوئی مذهبی سکولار ممکن هست رقیب یا متحد همدیگر باشند ولی دشمن همدیگر نیستند همه باید در مقابل مافیای حاکم و در شرایط خطیری که حال و اینده همه مردم در خطر هست و برای مقابله با این سرکوب غارت و تاراج کشور در یک جبهه وسیع متحد شوند چرا ما نباید جبهه ای مثل کنگره ملی افریقا داشته باشیم که هم کمونیست و اسقف ملی گرا همه در آن عضو بودند و متحدا بر علیه آپارتاید مبارزه می کردند و این بلوغ و تحمل و مدارا باعث شد که حتی بعد از پیروزی کنگره ملی ما شاهد فهاجعه های انسانی در افریقای جنوبی نبودیم و روند اوضاع در مسیر مطلوبی به سود همه مردم پیش رفت. مطمن باشیم که اگر این جبهه وسیع شکل نگیرد آنکه پیروز خواهد شد نه لیبراب ها یا چپ ها یا قومیت گرا ها و نه مذهبی ها یا سکولار ها بلکه باند های منسجم و قدرتمند مافیائی مواد مخدر نقت و قاچاق هستند که پیروز خواهند شد پس برای اجتناب از هر گونه فاجعه دیگر انسانی ایجاد و گسترش جبهه وسیع دموکراسی و حقوق بشر اجتناب ناپذیر هست خوشبختانه در در طیف هائی از اصلاح طلبان لیبرال ها چپ ها ملی مذهبی ها فعالان قومی زنان کارگری دانشجوئی این آمادگی دیده میشود امید که با تلاش اینان اینگونه شود

اعتراض شدید دفتر سیاسی جبهه مشارکت به نقض حقوق شهروندان در طرح امنیت اجتماعی

فراخوان برای محکوم کردن توحش - محمد پزدان پناه

  • حاکمیت وحشت - محمد جواد روح
  • سردار! خیالت راحت، این عکس چاپ نمی شود - مسیح علی نژاد
  • دو عکس تازه از فاجعه میدان هفت تیر - پرشین تولز
  • پدر زن احمدی ‌نژاد: آمریکا به دولت نهم اعتماد دارد - آفتاب
  • ببخشید که بازی خونین شد - مسیح علی نژاد
  • ما محصول استبدادیم/ حمید مافی
  • از ایران خسته شدم/ میترا خلعتبری

  • /پولاد همایونی /عطوفت

  • خانه از پای بست ویران است، خواجه در بند فیلم سیصد است!/هاله

    هنوز ایران هنوز توحش/مسعود رفیعی طالقانی

    پای لب گور انسانیت/ امیرهمایون پاک بین

  • از ایران خسته شدم/ میترا خلعتبری

  • باید که خون گریست / سهیل آصفی

  • از بدحجابی تا صورت خونین، یک تار مو فاصله هست؛ مژگان جمشیدی

  • سرکوب شدید فعالان قومی

    در آستانه سالگرد قیام مردم آذربایجان بر علیه تحقیر و به دنبال فراخوان فعالان قومی دستگیری های بسیار گسترده ای در این چند روزه در شهرهای آذربایجان انجام گرفته است صدها تن با یورش ماموران به خانه ها و محل کارشان دستگیر شده اند  

    دستگیری بیش از ۱۵۰ نفر در آذربایجانگزارش آسمک - ۳۰ اردیبهشت ۱۳۸۶

     
     
  •  

    سرکوب گسترده دانشجویان

    دانشگاه ها در چند ماه اخیر باز به مکان اصلی اعتراض به مافیای حاکم تبدیل شده است و دانشجویان به طرح مطالبات مردم چون دموکراسی حقوق بشر و عدالت تبدیل شده است و در حالیکه دیگران سکوت کرده بودند آنان فریاد آزادیخواهی سر داده بوند آماج شدیدترین سرکوب ها قرار گرفته اند پلی تکنیک علامه بهشهر .....زیر چکمه های مزدوران سرکوب

    دانشجویان دانشگاه امیرکبیر در اعتراض به ادامه بازداشت دانشجویان امروز اعتصاب غذا کردند، ایلنا

    سه دانشجوی دانشگاه علامه طباطبایی بازداشت شدند، ایلنا

    ناآرامی در دانشگاه علامه طباطبایی

    بازداشت دانشجویان دانشگاه اورمیه

    لینک ویدئویی ضرب و شتم دانشجویان توسط حراست /ویدئو گوگل

    شش ماه حبس برای پیمان نعمتی، دانشجوی سنندجی، موکریان

    سرکوب وحشیانه زنان

    جنبش زنان که در چند ماه اخیر گام های بلندی در راه مطالبات انسانی و به حق زنان بر داشته است و فعالان زن با کوشش و تلاش در راه کمپین ۱میلیون امضا این مطالبات را به سطح وسیعی از جامعه منتقل کرده اند زیر فشار و زندان مداوم قرار دارند . این بار مافیا و مزدورانش در کوچه خیابان اشکارا زنان را لت و پار می کنند. ولی این بار دیگر سال ۵۸ و ۵۹ نیست زنان در مقابل شعار یا روسری یا تو سری مقاومت می کنند
    درگیری خونین پلیس با زنان در میدان هفت تیر تهران

    درگیری شدید پلیس و زنان در میدان هفت‌تیر

    ما کجا زندگی می‌کنیم؟
    آقای دادستان محترم.
    انسان، گرگ انسان.
    سردار! خیالت راحت. این عکس در روزنامه چاپ نمی شود.

    و سرکوب .....

    قطب دراویش گنابادی دستگیر شد

    دو تن از دراویش گنابادی قم بازداشت شد، ایلنا

    شیث امانی و صدیق سبحانی، دو نفر از کارگران بازداشت‌‏شده در روز جهانی کارگر هنوز در بازداشت هستند، ایلنا

    اعتصاب غذای محمدامین عبداللهی، زندانی بوکانی در زندان ارومیه، موکریان


  •  
    پنجشنبه 27 اردیبهشت ماه سال 1386
    رضا عباسی آزاد شد

    ساعاتی پیش رضا عباسی پس از تحمل ۱۱ ماه زندان آزاد شد. وی در گفتگو با خبر نگار وبلاگ حق گفت: دیروز مسئولان زندان از من خواستند تا درخواست آزادی بکنم اما از اینکار اجتناب کردم . امروز باز احضار شدم و گفتند به زندان دیگری منتقل می شوم و قبل از انتقال حق دارم با خانواده ام ملاقات کنم. با ماشین زندان مرا به منزلمان آوردند و آنجا بدون هیچ توضیحی آزادم کردند.

    رضا عباسی در ششم تیرماه سال ۸۵ پس از اعتراضات و تظاهرات خرداد و در آستانه مراسم قلعه بابک  دستگیر و پس از چهار ماه حبس در قرنطینه زندان مرکزی زنجان به یک سال زندان تعزیری محکوم شد. پیش از این در صورت وضعیت زندانی ارائه شده به عباسی تاریخ آزادیش اول تیرماه قید شده بود. به نظر می رسد یک ماه باقیمانده مرخصی محسوب گشته و برای جلوگیری از برگزاری مراسم تدارک دیده شده برای عباسی در روز آزادی زودتر از موعود آزاد شده است.

    ---------------------------------

    زینب پیغمبرزاده آزاد شد

    اعتراض بیش از 550 فعال جنبش های اجتماعی به بازداشت زینب پیغمبرزاده

     

     

     

    ------------------------------------

    به امید آزادی عباس لسانی دیگر فعال آذربایجانی زندانی و همه زندانیان سیاسی از جمله فعالان دانشجوئی سیاسی قومی زنان کارگری معلمان روزنامه نگاران روشنفکران .....

    زینب پیغمبرزاده پویان محمودیان،مجید شیخ‌‏پور،مجید توکلی کیوان انصاری مهدی نوریاحمد قصابان، محمود صالحی علی فرحبخش ...........


     
    جمعه 21 اردیبهشت ماه سال 1386
    فعالان سیاسی دانشجوئی کارگری قومی زنان معلمان روزنامه نگاران روش

    مافیای حاکم همچنان به سرکوب وحشیانه ادامه می دهد این سرکوب عریان و وحشیانه و این جنگ نابرابر تا کی ادامه خواهد داشت ؟؟ آیا رهایی از این وضعیت غیر انسانی و شرم آور ممکن هست ؟ تا کی ... 

    فعالان سیاسی دانشجوئی کارگری قومی زنان معلمان روزنامه نگاران روشنفکران ....در زندان و اسارت

     

    خلیل بهرامیان وکیل جمعی از زندانیان سیاسی بازداشت شد، امیرکبیر

    7 دانشجو در بازداشت/ قاضی حداد: بازداشتها ادامه خواهد یافت

    ۲۲۶ روز گذشت، کیوان انصاری را آزاد کنید

    بابک را به خانه بازگردانید

    بازداشت 3دانشجوی دیگر دانشگاه پلی تکنیکپویان محمودیان،مجید شیخ‌‏پور،مجید توکلی

    مدیرمسوول نشریه دانشجویی "آتیه" در دانشگاه امیرکبیر بازداشت شد، ایلنا

    نگرانی از وضعیت نامشخص احمد قصابان، امیرکبیر

    آخرین خبرها از دستگیری زینب پیغمبرزاده، تغییر برای برابری

    احضار طلعت تقی نیا، منصوره شجاعی و فرناز سیفی به دادگاه، زنستان

    کارگران بازداشت‌‏شده در روز جهانی کارگر تاکنون آزاد نشده‌‏اند، ایلنا

    11 نفر از کارگران سنندج در مراسم روز جهانی کارگر بازداشت شدند

    اسامی تعدادی از معلمان بازداشت شده در تجمع سه شنبه در برابر مجلس، ادوار نیوز

    دستگیری و سرکوب گسترده معلمان در مقابل

    دستگیری یک فعال ترک در تبریز (آراز تبریزلی )

    دستگیری دو فعال ترک در تبریز (حسین نصیری نورالله حسینیان )

    افزایش فشارها بر عباس لسانی فعال ترک

    فعال تبریزی توسط ماموران اطلاعات ربوده شده است ( فرخ ( بابک هاشمی )

    دبیر زنجانی هنوز آزاد نشده است ( محمد انصاری

    دستگیرى فعال سیاسى جنبش دانشجویى آذربایجان ائلمان تبریزلى در سولدوز    

    یورش و سرکوب دانشگاه ها

    اعتراض دانشجویان دانشگاه کرمانشاه به تعرض معاون حراست به یک دختر دانشجو 

     
     
     
     

     
    سه شنبه 18 اردیبهشت ماه سال 1386
    چپ ولی دموکراتیک

    سلام

    بعد از مدت ها  چه گوارا ی عزیز پیدایش شد و در باره بحث هژیر و فواد نظرش را نوشت که اینجا می گذارم امیدوارم که ارنی عزیز بعد از مدت ها چراغ وبلاگش را روشن کند و ما باز با دستانی پر از وبلاگش برگردیم  با سپاس از  چه گوارا ی عزیز :

     

    اما بحث رفقای عزیز و  نظر من فقط به عنوان حاشیه ای برای بحث   :
     
    1-     چپ اصولآ نمیتواند برخواسته از مبارزه طبقاتی نباشد –چپ فی نفسه (20 سال پیش یا 20 سال بعد) برخواسته از مبارزه طبقاتی است ولی چپ جدیدی که رفقا از ان نام میبرند ، ارتباط ارگانیکی با مبارزه طبقاتی برقرار کرده است و یا شعارش را میدهد که برقرار کرده و یا میکند . نکته اینجاست که شکل گیری چپ مسلمآ با توجه به ضروریات مبارزه طبقاتی است ولی رشد چپ ضرورتآ وابسته به این نیازمندی نیست ، بهمین دلیل است که مفهوم اپرتونیسم جزو ادبیات چپ است. نمونه اش در بین فعالین چپ دانشجویی سالها  اخیربسیار زیاد است .
    بعضی از وبلاگهای چپ دانشجویی را که مطالعه میکنید ، میبینید که، راست ترین  نظرات  تحت عنوان چپ دانشجویی  مطرح میشود – از نظر من ساختار چپ دانشجویی ایران بدلیل شکل گیری اش از درون  مناسبات تعریف شده بخشی از حاکمیت تحت عنوان تحکیم وحدت نمیتواند بسیار فراتر از راست ترین جناح های چپ ایران باشد که نوکر اصلاحات بورژوایی بودند ( جمهوری خواهان)  حتی اگر عناصر شاخص جناح چپ جنبش دانشجویی  بسیار فراتر و رادیکال تر از طیف فکری مذکور(جمهوری خواهان) باشند.جنبش جدید دانشجویی ایران باید بدون شرمندگی  تاریخ و نحوه شکل گیری را بررسی کند  و موقعیتی را که فعلآ در آن قرار دارد ارزیابی کند  و موقعیتی را که میخواهد به آن برسد هدف قرار دهد.   (مقصودم به هیچ وجه رفقایی که خرس مهربان  در این مقاله نام برده نیست- گفتم تا موجب دلخوری نشود) 
     
    2-     انتقاد فواد در مورد اینکه چپ در دهه 60   ارتباط درستی با دستور کار اصلی چپ یعنی مبارزه طبقاتی نداشته است، از نظر من کاملا درست است ولی نکته اصلی  اینست که فضای حاکم جنگ سرد در جهان و به طبع آن در ایران موجب دور شدن چپ از نیازمندی اصلی طبقه کارگر ایران شد و این امر ارتباط به وامدار بودن چپ دهه 60 به دهه 40 و همینطور اشتباهات چپ دهه 40 ارتباطی به وامدار بودنش به چپ دهه 30 ندارد.  اصلآ این بحث وامدار بودن موضوعیت ندارد – مسلمآ چپ احتیاج به فضای مناسب برای رشد دارد که در نتیجه وامدار سنن قبلی چپ است و یا اینکه در انتقادی مستقل از بورژوازی شکل گرفته است( مثل حمایت تحکیم وحدت از اصلاحات بورژوایی حاکمیت  و شکل گیری جناح چپ جنبش دانشجویی) که در نتیجه وامدار سنن قبلی چپ نیست ولی وامدار جریانی که از درون آن شکل گرفته هست و در نتیجه راه دشواری را در پیش دارد.
     
    3-      نظر هژیر را اینطور میشود  صورت بندی نمود ، او میگوید  دموکراتیزه شدن باید در دستور کار چپ قرار گیرد.به نظر من کاملآ درست است .  نکته اینجاست  که  این امر  بیش از اینکه در گفتگوی متقابل ما بین جناح های مختلف چپ ضرورت خود را نشان دهد مابین رفقای هم فکر ضروری است . به نظر من هم چپ در سرتاسر جهان و از جمله ایران نیازمند دموکراتیزه شدن است چون سنت طیف های مختلف احزاب ، سازمانهای کمونیستی مسلمآ دموکراتیک نبوده است -  اینکه بگوییم که هیچ تناقضی بین آزادی و برابری وجود ندارد کافی نیست  موضوع اصلی اینست که آنرا بتوان در درون مناسبات مابین رفقا پیاده کرد) بحث های دوستان خود نمونه خوبی از تشخیص آن ها از این ضرورت است) بله دوآلیته بین آزادی ـ برابری وجود ندارد ولی این به این مفهوم نیست که چپ نیازمند دموکراتیزه شدن نیست .
     
    4-     اما ترکیب  "سوسیالیسم دموکراتیک " – این ترکیب دو مفهوم را تداعی میکند اول اینکه من بعنوان یک چپ شرمسار تاریخ غیر دموکراتیک ( یا کمتر دموکراتیک)  قبلی هستم و میخواهم با این عنوان خودم را از شر جوابگو بودن به گولاک ها و یا خمر های سرخ و یا جنایات استالین رها کنم و بگویم "عزیز جان چپ ما از این جنس و تبار نیست" و مفهوم دوم اینکه من میخواهم مفهوم "دموکراسی سوسیالیستی" را بسط دهم چون از نظر من دموکراسی سوسیالیستی یک مفهوم فرمالیته و تشریفاتی از دموکراسی نیست که فقط گوسفندان را پای صندوق انتخابات ذبح کند. بهر حال کلمات بار معنایی خاص خود را دارند (البته برای هر شخص کمی متفاوت است) که خواستم آنرا توضیح دهم.

     

    -------------------------------------

    پی نوشت ۱- به دنبال یادداشت قبلی کمی با دقت وبلاگ های دوستان چپ را می خواندم که این بار نمونه های بارز گفتمان ضد دموکراتیک را در وبلاگ سهیل آصفی عزیز دیدم. در وبلاگ سهیل مطلبی با عنوان بازانتشار مقاله "ایران ، صحنه‏ی جدال آلترناتیوها" منتشر شده بود در این مطلب نویسنده اینگونه می نویسد {طیف راست و نمایندگان رنگارنگ بورژوازی ناراضی از سلطنت طلبان و اتحاد جمهوری خواهان و مشروطه طلبان گرفته تا بازمانده های اپورتونیست دو خردادی و سازگارا و گنجی ( و کلا ً لیبرالهای وطنی ) با استفاده از قدرت مالی فراوان ( تصویب بودجه 75 میلیون دلاری از سوی سنای آمریکا برای سرنگونی جمهوری اسلامی ) و پروپاگاند رسانه ای – خبری از میدیای اجیر و مزدور امپریالیستی ، سعی در تحمیل افق خود به عنوان افق کلی جامعه دارد } آیا به راستی ما می توانیم با باز کردن پرانتز و نوشتن کلا لیبرال های وطنی آنهار را به دلارهای امریکا وصل کنیم . به آدرس این مقاله رفتم و  نشریه دانشجویی خاک را دیدم متاسفانه سهیل عزیز با گذاشتن  تصویرطیف وسیعی از اصلاح طلبان مصداق های همه لیبرال ها را مشخص کرده است. به راستی دوباره تکرار می کنم آیا این کار درست هست؟ چه فرقی بین این کار و برنامه های هویت و ترور فیزیکی و تبلیغاتی مخالفان در جمهوری اسلامی هست ؟ به نظر می رسد

    پی نوشت ۲- من نتونستم این یادداشت را جمع و جورش کنم ولی مسئله اصلی برایم این بود که چه ما چپ باشیم یا لیبرال ، وجود یک جنبش چپ قدرتمند در جامعه ضروری هست و مبارک. نگرانی من فقط این بود که این چپ جوان و البته ضعیف و شکننده دچار انحراف شود . این چپ قبل ار هر چیز باید به بسط و گسترش ایده های انسانی به پردازد این چپ باید به عنوان یک جنبش پیشرو مترقی و شدیدا انسانی با تلاش روی جنبش های زنان قومی کارگری دانشجوئی اثر گذاشته و انها را حول یک محور دموکراتیک هم سو و متحد کند نه اینکه با شمشیر آخته در حالیکه خود زیر ضرب قرار دارد برای فعالان سیاسی قومی زنان لیبرال ها اصلاح طلبان ملی مذهبی ها هجوم برد آنچنان که در برخی از وبلاگ ها و یادداشت هایشان مشاهده می شود. لیبرال ها اصلاح طلبان ملی مذهبی ها و ....حداکثر رقیب چپ هستند نه دشمن چپ ما باید حتی با رقیبان هان هم متحد شویم در برابر خطر فوری و آنی مافیای حاکم. 

    پی نوشت ۳- مثالی از ادبیان این چپ بر علیه فعالان قومی

    در نشریه دانشجویی خاک هم هر جا صحبت از فعالان قومی هست با این اصطلاحات ( تحرکات گانگسترهای قومی در مناطق پیرامونی ترک تازی انواع و اقسام گانگسترهای سیاه و مرتجع قومی – مذهبی   باز شدن راه برای زوزه کشی ها و عربده کشی های قرون وسطایی قومی – نژادی گانگسترهای سیاه  و سوپر ارتجاعی) از آنان یاد می شود

    -------------------

    پی نوشت : چند نقد و یادداشت در این مورد

     مقاله رفیق کیوان امیری نیز باعنوان " چپ رادیکال یا چپ کارگری؟"

     ناقوس مرگ چپ محفلی! از رفیق پیمان پیران

    در ضرورت رادیکالیسم و فراوری به سمت چپ کارگری ( خطوط عمده ی یک نقد)" ار رفیق فواد شمس

     

     


     
    پنجشنبه 6 اردیبهشت ماه سال 1386
    در ستایش از تولد دوباره چپ

    سلام

    دو سه سال هست که چپ از دوباره ظهور کرده است. این خود یک پدیده مبارک و خجسته ای هست. گرایش روز افزون بخشی از جنب شدانشجوئی و نمایندگان آن در دفتر تحکیم و مخصوصا مراسم روز دانشجوئی پارسال ظهور مجدد جنبش چپ را رسما اعلام کرد. البته بعد از کشتار وسیع دهه شصت جنبش چپ تقریبا نابود شده بود هر چند معدودی از فعالان و کوشندگان چپ در کانون نویسندگان و بیشتر در حوزه فرهنگی به فعالیت خود ادامه می دادند ولی در سال های اخیر این جنبش جانی تازه گرفته و در صفوف دانشجویان روزنامه نگاران کارگران زنان ...رشد قابل ملاحضه ای داشته است . در میان دوستان وبلاگی هم شبح چه گوارا اسد (پرده )  سیاهکل و سایر دوستان از مواضع چپ و مارکسیتی دفاع کرده و ان را نشر می دادند ولی این دوستان عمدتا از بقایای چپ دهه ۶۰ بودند . ولی چپی که الان سر بلند کرده از بین دوستان جوانی هست که  دهه ۶۰  را تجربه نکرده اند دوستانی مثل مرتضی اصلاحچی بهروز صفری سعید حبیبی هژیرپلاسچی فواد شمس سهیل آصفی و ....

    من و شاید بسیاری از هم نسلان من احساس نوستالژیکی نسبت به چپ داریم . همه ما به نوعی از زیر شنل چپ در آمده ایم اکثر دوستان هم سن من دفتر مشق و درس شان پر از نقاشی داس و چکش پتک و مسلسل گیرم با آیه یا بی آیه بود. که با کشتار دهه ۶۰ به کابوسی تبدیل شد که زندگی همه ما را البته با درجات متفاوتی تحت تاثیر قرار داد. در هر صورت من خود شدیدا از این تولد دوباره خوشحالم اما در ماه های اخیر چند جا بر علیه چپ مقالاتی نوشته شد که به نظر منصفانه نبود من به دو مورد ان اشاره می کنم

    ۱- مرتضی مردیها / مجله مدرسه شماره ۵ /۱۱-۸۵

    دانشگاه های ما ، پس از رخوتی چند ، دوباره عرصه تاخت و تاز چپ ارتدوکس ( به روایت لنین و استالین و حزب توده ) شده است که بی هیچ شرمگینی، در حالی که خود هنوز از فشار خشونت نیمه جان است، علیه لیبرالیسم شعار می دهد و اساتید لیبرال را تهدید می کند. این اژدهایی که یک چند بی جانش می پنداشتیم و گمان می بردیم که نعش با شکوه آن به درد نمایش می خورد ظاهرا در برف فراق در خواب زمستانی بوده و اینک که آفتاب بر آن تابیده، بر خویش جنبیدن گرفته است . به باور من نهال گفتار ایدئولوژیک و خشونت که نتیجه ناگزیر آن است ، در ایران به دست چپ غرس شد

    ۲- علیرضا علوی تبار/ ویژه نامه  روزنامه اعتماد ۳۰-۱-۸۶

    آنچه نگران کننده و تعجب آور هست رشد گفتمان های غیر دموکراتیک در میان مخالفان و منتقدان حکومت است.گفتمان ضد دموکراتیک گفتمانی است که دشمنی با با اندیشه ها و نظام های دموکراتیک را ترویج کرده و به تقویت عناصر مخالف با گذار اندیشه و عمل به سوی دموکراسی می انجامد . به طور مشخص تر در ایران امروز گفتمان ضد دموکراتیک ، گفتمانی است که به سوی نفی و طرد یکی از سه پایه اندیشه دموکراتیک ( حاکمیت مردم ، برابری سیاسی شهروندان و حکمرانی اکثریت با رعایت حقوق اقلیت ) جهت گیری کرده و می کوشد تا موانع فکری سیاسی گذار به دموکراسی در ایران را تقویت کرده و به آنها مشروعیت بخشد. یکی از مصادیق این گفتمان ضد دموکراتیک گفتمان مارکسیسم لنینسم است . مارکسیسم لنینیسم حتی در التقاط با ایدئولوژی های دیگر نیز در تاریخ معاصر ایران فاجعه افریده است ...

    اما آنچه در در رابطه با این دو نقد می شود گفت این هست که

    ۱- به راستی آقای مردی ها قبل از پیدایش چپ در ایران (۱۰۰ سال حدودا ) خشونت نبوده و نهال خشونت را چپ غرس کرد!!!! آیا این سخن قابل اثبات یا حتی قابل اعتناست ؟

    ۲-  آقای مردیها آیا شرمگینی از گذشته فقط شامل چپ هست و بقیه گذشته کاملا روشن و بدون شرمگینی دارند !! واقعیت این هست که نگاهی به وضعیت اف بار و اسف ناک ما بعد از ۱۰۰ سال تلاش گواهی می دهد که همه جریان های فکرسی سیاسی جامعه دچار اشتباهات فاحشی شده اند که نتیجه اش یک صد سال تلاش و شکست بوده اند . اگر شرمگینی وجود داشته باشد مال همه از جمله راست ها مذهبی ها ملی ها ملی مذهبی ها و ......و البته چپ و نه فقط مال چپ ها

    ۳- آقای مردیها چپ ها دچار خیال پردازی گشتن دنبال نا ممکن ها نبوده اند . بلکه دنبال جهانی انسانی تر بوده اند که قطعا ممکن هست. بسیاری از ایده های انسانی که برخی ها بعد ها عملی شد نتیجه تلا شو بلند پروازی چپ ها می باشد که این ایده ها وارد فکر و اندیشه جامعه خمود و راکد و عقب مانده ما کرده اند.

    ۴-

    البته اخیرا چند نوشته در وبلاگ های چپ دیدم که تا حدی در راستای این نظر بود که شاید چپ جدید ایران در مسیری انحرافی قرار گرفته و دچار گفتمان های غیر دموکراتیک گردد دو مثال از این نمونه ها را اینجا می آورم باشد که جنبش چپ همچنان به عنوان جنبشی دموکراتیک در تلاش برای رسیدن به جامعه ای انسانی تر موفق باشد

    ۱- وبلاگ سهیل آصفی  / بازانتشار مقاله "ایران ، صحنه‏ی جدال آلترناتیوها"

    در این میان با تسریع روند پلاریزاسیون جامعه به دو قطب راست و چپ در عرصه ی اجتماعی ، جدال اصلی حول این دو طیف شکل می گیرد . طیف راست و نمایندگان رنگارنگ بورژوازی ناراضی از سلطنت طلبان و اتحاد جمهوری خواهان و مشروطه طلبان گرفته تا بازمانده های اپورتونیست دو خردادی و سازگارا و گنجی ( و کلا ً لیبرالهای وطنی ) با استفاده از قدرت مالی فراوان ( تصویب بودجه 75 میلیون دلاری از سوی سنای آمریکا برای سرنگونی جمهوری اسلامی ) و پروپاگاند رسانه ای – خبری از میدیای اجیر و مزدور امپریالیستی ، سعی در تحمیل افق خود به عنوان افق کلی جامعه دارد . این طیف به همراه طیف اصولگرای جمهوری اسلامی ( به عنوان عصاره ی نظام ) دو طرف یک بازی ناخواسته و ماجراجویی های مرگبار را تشکیل می دهند که اکثریت مردم و طبقات پایین جامعه از آن سودی نمی برند . قطب چپ جامعه به عنوان نماینده ی سیاسی طبقه کارگر به دلیل سرکوب ناشی از ملزومات حفظ ارزش اضافی در کشورهای پیرامونی ، عدم سازماندهی و متشکل شدن طبقه کارگر ( به همان علت بالا ) ، نداشتن رسانه های جمعی تأثیر گذار و ساپورتهای مالی و نیز نفوذ رفرمیسم در درون جنبش کارگری در موقعیت مطلوبی به سر نمی برد ، ولی با این حال با بازتعریف هویت طبقاتی و نقش خویش در عرصه ی اجتماعی به تدریج می رود که بتواند جایگاه خود را به عنوان یکی از جریانهای تأثیر گذار در عرصه ی سیاست ایران به دست بیاورد .

    آیا واقعا گفتن اینکه ( وکلا لیبرال های وطنی ) و اسم بردن از افراد به عنوان گیرندگان کمک ۷۵ میلیون دلاری امریکا حرکتی دموکراتیک و ... محسوب میشود؟؟؟

    همچنین اخیرا بحثی بین هژیرپلاسچی  عزیز و فواد شمس در مورد جنبش چپ در گرفت که باز خوانی آن مفید و ارزشمند می باشد خلاصه ای از این بحث را می آورم . الته خود من در این بحث بیشتر نظرات هژیر عزیز را می پسندم و تقریبا کمترین اشتراک را با نظرات فواد شمس دارم در هر صورت گفتگوئی جالب و آموزنده هست . توصیه کی می کنم اصل و کامل این بحث و کامنت های مربوطه را در وبلاگ این دوستان بخوانید

     هژیرپلاسچی 

    جنبش چپ روند رو به رشدی داشت.  «ققنوس چپ از خاکستر سربر کشیده است.» دیدیم که در برابر راست افراطی و فاشیستی حاکم شده، ققنوس چپ بیدار شد. اما  این «چپ» همچنان نشانه های شکست و سرکوب را در خودش دارد. چپی است که به وضوح از خاکستر بره کشان دهه ی شصت و زمین لرزه ی فروپاشی شوروی سر برداشته است.

    این خیزش دوباره اما نه تنها با نقد سنت های غیردموکراتیک گذشته همراه نبود بلکه در بخش بزرگی از خود با وجود نفی کامل گذشته، احیاگر همان سنت های غیردموکراتیک بود. سرکوب و کشتار دهه ی شصت، فنر را آنچنان فشرده بود که دستاوردهای گفتمان سوسیالیسم دموکراتیک لااقل برای مدتی در رشد انفجاری چپ، منهدم شد. اگر سوسیالیسم دموکراتیک توانسته بود به یک گفتمان رهایی خواهانه و عدالت طلبانه با حفظ موازین دموکراتیک، گفتمانی نوین و نقادانه و رادیکال و در پیوند با رشد جهانی چپ دست یابد، ما با احیای همان گفتمان فحاش و خودمحور بر همه ی آن دستاوردها خط بطلان کشیدیم. درست اینجاست که باید به هوشمندی جوخه های ترور در حذف محمدجعفر پوینده و محمد مختاری دو تن از حاملان اصلی گفتمان سوسیالیسم دموکراتیک برای ضیافت مرگ پی برد

    ما هنوز خود را حنجره ی همه ی جریان چپ و فراتر از آن همه ی مردم می پنداریم. ما هنوز پلورالیسم سوسیالیستی را نفهمیده ایم و هنوز نمی توانیم حتا جریان های دیگر چپ را تحمل کنیم. ما هنوز روش و تاویلی را که به آن اعتقاد داریم، تنها روش و تاویل درست چپ می دانیم. ما هنوز گمان می کنیم همه غیر از ما «یاوه» می گویند و کارهایشان یک سر «یاوه» است. ما هنوز از شیوه ی قدیمی برچسب زدن به مخالفانمان استفاده می کنیم. ما هنوز خود را و فقط خود را معماران تاریخ فردا می دانیم و نمی توانیم چشم هایمان را اندکی، فقط اندکی بالاتر از خودمان و رفقای خودمان بچرخانیم تا ببینیم جهان بزرگتر از وبلاگ های ما، نشریه های ما و محفل های ماست.

    فواد شمس

    در این جا لازم است اندکی بیشتر در مورد این چپ برخاسته و دلایل برخاستن آن از منظر خودم مطالبی را بگویم. بر خلاف هژیر من اعتقاد ندارم که نسل جدید چپ بر خاسته از خاکستر " بره کشان دهه ۶۰ " و از آن فراتر بیرون آمده از آوار های فروپاشی شوروی به عنوان نماد یک مدل از سرمایه اری دولتی باشد. بل که این چپ برخاسته از دل جدی تر شدن مبارزه طبقاتی و پلاریزه شدن جامعه بیرون آمده است و جواب گوی یک خواست واقعی و مادی در جامعه انسانی ما است. برای این امر هم دلایل خودم را دارم. با تمام احترامی که برای نسل مبارز گذشته و تمام انسان های آزادی خواه و برابری طلب که در دهه ۶۰ جان و زندگی خود را برای آرمان های انسانی داده اند قائل هستم. جنبش کنونی چپ جامعه را برخاسته از سنت آنان نمی دانم . چون از منظر طبقاتی جنبش آنان جنبش رهایی طبقه کارگر نبود. این امر بزرگ ترین ضعف جنبش چپ آن زمان بوده است. اگر به تعاریف کلاسیک متفکران بزرگ سوسیالیست جهان از جمله خود مارکس استناد کنیم به این نتیجه می رسیم که " سرتاسر تاریخ جوامع تاکنون موجود تاریخ مبارزه طبقاتی بوده است" بر همین مبنا کسانی که خود را چپ و سوسیالیست می دانند باید جامعه را بر مبنای طبقات و مبارزه طبقاتی تحلیل و به تبع آن دست به تغییر آن به نفع طبقه کارگر و در راستای منافع طبقاتی آن بزنند. اما متاسفانه جنبشی که در گذشته در جامعه ی ایران وجود داشت که بر آن نام چپ هم می گذاریم مسئله اش رهایی طبقه کارگر و که در گرو لغو کار مزدی و تغییر رادیکال و بنیادین مناسبات موجود در تمامی اشکال اش و نقد بی رحمانه سنت های پوسیده و ناسیونالیسم و هر چیزی که متعلق به سرمایه داری است نبود. آنان بیشتر دغدغه شان از جنس حقوق قومیت ها، مبارزه با نیروی های خارجی، برخی رفورم های اقتصادی، تقویت بورژوازی ملی در مقابل بورژوازی خارجی، مخالت صرف با شخص دیکتاتور و... در واقع نقش مشاوران خوب و البته گاهی ایراد بگیر سرمایه داران وطنی را داشتند برای همین است که برخی از آنان که اکنون کلا از گذشته توبه کرده اند افسوس می خورند که چرا به جای فلانی به فلان بازرگان که نماینده به تری برای بورژوازی وطنی و بومی بوده مشاوره نداده اند؟ یا اگر اندکی خوش بیانه بنگریم در به ترین حالت نماینده تمامی خواست های واقعی طبقه کارگر نبوده اند.

    یکی از نقد هایی که ما به تجربه های خاکستری گذشته که متاسفانه هم چنان نیز رسوبات آن در اندیشه بسیاری از رفقا از جمله همین نوشته هژیر عزیز وجود دار همین جدا کردن سوسیالیسم ازدموکراسی است. جدا کردن خواست های سوسیالیستی از خواست های دموکراتیک. دو مرحله ای کردن تغییر! دوآلیته بین آزادی ـ برابری! قائل شدن به وجود تناقض بین دموکراتیک و سوسیالیسم! که هژیر عزیز این جا سعی در آشتی بین این دو مقوله دارد و ترم " سوسیالیسم دموکراتیک" را انتخاب کرده است! البته هژیر از این هوشمندی برخوردار بوده است که ترم " سوسیال دموکراسی" که اکنون فضاحت و نخ نمایی اش در سراسر دنیا به وضوح قابل رویت است را انتخاب نکرده است.

    در اتبدا لازم است این ترم "پلورالیسم سوسیالیستی " از طرف هژیر عزیز تعریف شود من در این باره نظری جز همان که بیشتر گفتم ندارم. به نظرم این اشتباه است که ما فکر کنیم سوسیالیسم ناقص است و سعی کنیم با ترم ها لیبرالی آن را تکمیل کنیم. اتفاقا برعکس لیبرالیسم و تجربه مدرنیته ناقص است و سوسیالیسم تکمیل کننده این تجره است. در سوسیالیسمی که از اندیشه مارکس برخاسته باشد والاترین آزادی بیان برای انسان ها وجود دارد و تنها خط مرز آزادی بیان نقد متقابل است و تنها دادگاه برای آن افکارا عمومی!

    هژیرپلاسچی

    این جمله در واقع دست به نقدترین نشان یا به قول فواد «فاکت مشخص» از همان چیزی است که من از آن «شاکی ام». فواد در این جمله خودش را حنجره ی همه ی جریان چپ دانسته و به جای همه ی چپ امروز ایران حکم می دهد که «ما» از سنت های گذشته برنخاسته ایم. من از فواد می خواهم که روشن کند منظورش از «جنبش کنونی چپ جامعه» چیست؟ منظور، فواد و دوستان هم فکرش هستند؟ یا منظور چپ امروز ایرانی در همه ی جغرافیای آن است؟ شاید هم فواد دیگران به غیر از «ما» را چپ نمی داند که در این صورت «فاکت» من «مشخص تر» می شود. من هم قبول دارم که بخشی از چپ امروز ایران نه از سنت های چپ گذشته بلکه از نقد سنت های چپ گذشته برخاسته است یا دست کم سعی اش را می کند که چنین باشد. هرچند این نقد امروز بیش از آنکه رادیکال به مفهوم نقد ریشه ای و عمیق باشد، یک نفی فحاش و گنده گو است. در واقع نقد با نفی تفاوت دارد. نقد یعنی بازیابی ریشه های زمانی و مکانی و اندیشگی اشتباهات تاریخی چپ گذشته و درس آموزی از آن. یعنی نفی سنت های اشتباه غیردموکراتیک و انتقال سنت های رهایی بخش به امروز. یعنی همان چیزی که فواد می نویسد: «بل که از دل نقد رادیکال و ریشه ای آن [گذشته] به این نتیجه رسیده ایم که باید جنبشی متعلق به دوران زندگی خویش و نسل خود را برای مبارزه و ساختن جهان بهتر درست کنیم.» من هنوز چنین نقدی از گذشته لااقل در آن جغرافیایی که فواد آدرس آن را می دهد، ندیده ام

    من تقریبا در این خطوط با فواد موافقم اما اول توضیح خواهم داد که چرا از سوسیالیسم دموکراتیک استفاده می کنم و البته از انگ کوچکی که فواد زده است می گذرم، چون او هم اصراری نکرده است که من سوسیال دموکراتم. رفیق خوبم بداند من هم مانند او اعتقاد دارم رهایی انسان تنها زمانی محقق خواهد شد که از قید کار مزدی رها شود و از همین زاویه هم دموکراسی های بورژوایی و لیبرالی را کافی و وافی نمی دانم. من هم معتقدم در سوسیالیسم نه تنها آزادی های سیاسی و اجتماعی مانند آزادی احزاب، مطبوعات، اندیشه و بیان و نشر، آزادی اعتصاب و اجتماعات اعتراضی محترم شمرده می شود بلکه انسان با رهایی از بندهای کار مزدی، با ویران کردن دستگاه بهره کشی می تواند استعدادها و توانایی هایش را بشناسد و رشد دهد. اما تجربه ی جهانی حکومت هایی که لااقل به نام سوسیالیسم براریکه نشسته اند چنین نبوده است. در این حکومت ها بساط «گولاک» و شکنجه و زندان و اعدام، بساطی گسترده بوده است. اتفاقا سرمایه داری از همین استفاده می کند و آن دوآلیته ی بین آزادی و برابری را تبلیغ می کند. استفاده از کلمه ی «دموکراتیک» برای من اعلام همین مرزبندی است با چنین عملکردی. چون نمی خواهم در هر جمله مجبور شوم توضیح بدهم که به قول رزا لوکزامبورگ «دموکراسی سوسیالیستی» عالی ترین شکل دموکراسی است.

    برای روشن تر شدن بحثم چند نمونه از ادبیات غیردموکراتیک نیروهای چپ در گذشته را می نویسم و این بخش بحث را تمام شده می دانم. در ضمن بگویم که برای برگزیدن این جملات کاملا اتفاقی عمل کرده ام و نیروهای دیگر چپ را عاری از چنین فرهنگی نمی دانم.

    1 ـ کتاب انتقادی بر مشی چریکی. اتحادیه ی کمونیست های ایران. به قلم پویا: «رویزیونیست ها، این خطرناکترین دشمنان مارکسیسم ـ لنینیسم، تحت رهبری باند ضدانقلابی کرملین در سطح جهانی در تلاش خالی کردن محتوای انقلابی مارکسیسم ـ لنینیسم و ریختن ایده سازش با بورژوازی علیه زحمتکشان به جای آنند. این خائنین به مارکسیسم ـ لنینیسم و پورلتاریای جهان لحظه ای از این تلاش نامقدس خود فروگذار نمی کنند. ... سازمان های تروتسکیستی در گوشه و کنار جهان در حال فعالیت خرابکارانه اند. ... افسار گردان اینان زمینه کار است. اینان دیگر از خود تروتسکی هم اپورتونیست ترند. اینها مثل اعلای اپورتونیسم اند. ... مارکسیست های ناب طرفدار انقلاب صرفا پرولتری هم بخشی از این موجودات موذی اند. ... حال پس از سالیان دراز گمراهی بشریت فلان آسمان باز شده و این آقایان پرگو و پرمدعا و بی عمل از آن افتاده اند تا در سایه لفاظی های بی سر و ته و جدایی مطلق خود از عمل انقلابی و از مردم، کشتی شکسته انقلاب پرولتری را نجات دهند و راه را به آیندگان بنمایانند. این موجودات زبون و تهی مغز نیز در سطح جهانی با تکیه بر یاری های بورژوازی مشغول خرابکاری در صف انقلابند. ... از این فرق ضد مارکسیستی ـ لنینیستی که بگذریم باید از ایده های انحرافی دبره و کانون شورشی و موتورهای کوچک و بزرگ هم به عنوان خطی غیر مارکسیستی ـ لنینیستی نام ببریم.»

    2 ـ در خدمت به لایروبی طویله اوژیاس. نقدی بر یاوه های پویا. سازمان چریک های فدایی خلق ایران: «آن وقت به خارج از کشور نگاه میکنیم و جزوه پویا را میبینیم. سمبلی از وقاحت، سمبلی از دنائت، سمبلی از فرصت طلبی و شیادی. ... نویسنده مفلوک بیسوادی را میبینیم که سالهای سال بیعملی کرده و از عدم تحرک پوسیده است. درمانده ایکه از رژیم پهلوی همچون موش از گربه میترسد و این ترس کشنده تا مغز استخوانش رسوخ کرده و چه یاوه ها که تحویلمان نمیدهد. دروغ تاریخی، تقلب در نقل قول از لنین، تحریف در نوشته های انقلابیون ایران و جهان، اکونومیسم، رفرمیسم، منشویسم، رویزیونیسم و ... انبانی پر از لاطائلات.»


     
    چهارشنبه 5 اردیبهشت ماه سال 1386
    باید همه چادر سرکنند؟

     

     

    سلام

    سرکوب و ارعاب در عریان ترین حالت خود ادامه دارد. خوشبختانه این بار مثل سال ۵۸ زنان تنها نیستند و کسی آنان را به زنان قابلمه به دست شیلی تشبیه نمی کند. صدای بلند زنان دانشجویان کارگران روزنامه نگاران معلمان روشنفکران فعالان قومی مدنی علیرغم همه سرکوب ها خاموش نمی شود. کمپین یک میلیون امضا علیرغم برخی انتقادات کاری درست بود پیوند این تلاش ها که بیشتر در بین فعالان زن مطرح بود با حق مسلم آزادی پوشش و لباس که میلیون ها نفر از زنان طالب آن هستند و بر آن پای می فشارند می تواند جنبشی عظیم را بوجود آورد که باعث ارتقا وضعیت حقوق بشر نه تنها برای زنان که برای کل جامعه ایران می شود. شاید وقت آن رسیده است که اشتباه بزرگ تاریخی سال ۵۸ در تحمیل روسری به زنان جبران شود دیگر برای همگان روشن شده است که داشتن یا نداشتن روسری حق مسلم و اولیه هر زنی هست و به نظر می رسد وقت آن رسیده باشد که همه فعالان و گروه های جریانات این حق رت به رسمیت شناخته و تحقق آن را خواستار شوند.    

    باید همه چادر سرکنند؟/مسیح علی نژاد

    باید همه چادر سرکنند؟/نفیسه زارع کهن

    باید همه چادر سرکنند؟/محبوبه حسین زاده

    باید همه چادر سر کنند؟/فرزانه سالمی

     

    بی حرمتی به جامعه/محمدعلی ابطحی

    بازهم یا روسری یا توسری/آرش حسن نیا

    مبارزه با بدحجابی یا مبارزه با زنان ؟/فهیمه خضرحیدری

    طالبانیسم/الپر

    ادامه "بازهم یا روسری یا توسری"

    آقای رییس پلیس من شرم می کنم!/سمیه توحیدلو

     

    باید همه چادر سرکنند؟ فرزانه سالمی

     

    باید همه چادر سرکنند؟ مریم شبانی

     

    باید همه چادر سر کنند؟ محبوبه حسین زاده

    ------------------------------------------------------------

     

    و اما سرکوب همچنان ادامه  دارد

     

    گزارش فروردین ماه فعالین ایرانی دفاع از حقوق بشر در مورد نقض گستره حقوق بشر در ایران

     

     یک ماه سیاه روزبه میرابراهیمی

     

    یعقوب یادعلی آزاد شد  //  حافظه تاریخی و یعقوب یادعلی //  خبر بازداشت‌اش

     

    فعالان قومی

     

     گزارش آسمک از اعدام یک فعال هویت طلب ترک در ارومیه و فاز جدید

    گزارش BBC از همکاری آذربایجان با ایران برای سرکوب فعالین ترک

    پلمپ دفتر تشکل دانشجویی ترکی در دانشگاه زنجان

    بیست نماینده سوئدی آزادی عباس لسانی را خواستار شدند

    پلمپ دفتر جمعیت اسلامی دانشگاه زنجان

    موج جدید دستگیری و سرکوب های وسیع در

     

    فعالان زن

     

    سه سال حبس برای نوشین احمدی خراسانی و پروین اردلان

    کمیته حقوق بشر ادوار تحکیم وحدت به احضارهای فعالان جنبش زنان اعتراض کرد، ایلنا

     

    سه فعال جنبش زنان در دادسرای انقلاب تهران تفهیم اتهام شدند، ایلنا

    نسیم سرابندی و فاطمه دهدشتی، از فعالان کمپین یک میلیون امضا، به دادگاه احضار و مورد بازپرسی قرارگرفتند، تغییر برای برابری
    احکام سنگین برای فریبا داودی مهاجر و سوسن طهماسب، ایلنا

     

     

    فعالان دانشجوئی

     

    مرتضی اصلاح‌چی، دبیر انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علامه طباطبایی به کمیته انضباطی احضار شد، ایسنا

    مصطفی صداقت‌‏جو، عضو سابق شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشگاه سبزوار به سه ترم محرومیت از تحصیل محکوم شد، ایلنا

     نشریات دانشجویی سحر و باران توقیف موقت شدند، ایلنا

     

    فعالان کارگری

     

    ممانعت از ملاقات هیأت مدیره اتحادیه سراسری کارگران اخراجی و بیکار با محمود صالحی، موکریان

     

    فعالان سیاسی

     

    محمد ملکی تفهیم اتهام شد، ایلنا

     

    روزنامه نگاران

     

    247 روزنامه نگار خواستار آزادی علی فرحبخش شدند

     

    بهمن احمدی امویی به داگاه انقلاب احضار شد

     

    و بقیه ............

     

    بازداشت اعضای گروه های موسیقی "زیرزمینی"، رادیو فردا

     

    اعتراض و تحصن روحانیون قم سبب آزادی دو تن از دستگیرشدگان معترض شد، سیداحمدرضا احمدپور، پژواک خاموش


     
    یکشنبه 2 اردیبهشت ماه سال 1386
    سعدی آخر زمان

    سلام

    چند سال پیش با خواندن کتاب مگر این پنچ روزه که ناصر پورپیرار در احوال شیخ اجل سعدی شیرازی نوشته بود من شدیدا به موضوع سعدی علاقمند شدم و بعد از آن کتاب سعدی ضیائ موحد را خواندم که در مقابل کتاب ناصر پور پیرار چنگی به دل نمی زد.چند روز پیش هم کتاب سعدی شاعر عشق و زندگی مجموعه مقالات دکتر کاتوزیان را خریدم و الان می خواهم این سه کتاب را معرفی و مقایسه کنم به همراه کتاب طنز فاخر سعدی ایرج پزشک زاد که باز کتاب بهتری هست نسبت به کتاب های موحد و کاتوزیان :

    sadi.jpg

    ناصر پورپیرار با این سئوال کلیدی کتاب را شروع می کرد که چطور سعدی در مدت کوتاهی دو کتاب بسیار مهم گلستان و بوستان را در پنچاه و چند سالگی در اوج فصاحت و بلاغت بدون زمینه قبلی آفریده است. پور پیرار در این کتاب کل زندگینامه رسمی شیخ اجل سعدی را زیر سئوال برده است برحسب مشهور می دانیم که سعدی درجوانی از شیراز بیرون رفته به بغداد رفته در مدرسه نظامیه درس خوانده است نزدیک به سی سالی در دنیا گشته است و بعد از آن در پنچاه شصت سالگی در شیراز بوستان وگلستان را سروده است.

    اما ناصرپورپیرار در اول کتاب چنین می نویسد :

    از شیخ هیچ نمی دانیم جز اینکه یگانه ای تکرارناشدنی است مقلدان او همه ناکام مانده اند این نبوغ از چه مایه می گرفته است بیان جمیل حکایت زیر نه فقط کمال فصاحت است بل از ساخت و عناصر داستان نیز بی بهره نیست
    <یکی از ملوک بی انصاف پارسایی را پرسید که :از عبادات کدام فاضل تر است ؟گفت :تورا خواب نیم روز تادران یک نفس خلق رانیازاری >
    پور پیرار ادعا می کند که سعدی نه به بغداد رفته است نه در نظامیه درس خوانده است نه استادش ابن جوزی مشهور بوده است دیدار سعدی با سهروردی جعلی است پور پیرار زندگی سعدی را این گونه بازسازی می کند سعدی جوانی بوده است نظر باز شب زنده دار بذله گو و هزل سرا ذهن اما ناآرام و شنگولی دارد لطایف و ظرایفی می گوید و در ستایش عشق و زیبایی زبانی توانا و درچشیدن شان نیز نیز دست و دلی باز دارد در این مجالس شبانه است که برای گرمی مجالس هزلیات و مضاحک می گفته است ولی بنا به دلایلی او در پنچاه سالگی متحول میشود واز نوزاده میشود اوخود میگوید:

    ای که پنچاه رفت ودر خوابیی / مگر این پنچ روزه دریابی

     کتاب سعدی شاعر عشق و زندگی مجموعه مقالت دکتر محمدعلی همایون کاتوزیان خواندنش باز چیزی به ادم نمی دهد سوای برخی اطلاعات تاریخی یا ادبی ...

    -----------------------------------------------------------

     روزنامه کارگزارن روز یکشنبه گزارشی دارد از مراسم بزرگداشت سعدی در شیراز که نگاهی کوتاه به آن می کنم

    * سخنرانان دولتی مراسم صفار هرندی رحیم مشائی و حائری شیرازی هستند که هیچ

    * غلامحسین ابراهیمی دینانی به بررسی ذهن سعدی می پردازد و اظهار می دارد سعدی با زبان دیگری سخن گفته تجربه زیستن داشته و ...سعدی جزو مفاخر ایران و اسلام است که به ایران باستان خیلی توجه داشته است . یک مشت تعارف و حرف تکراری از یک استاد فلسفه اسلامی

    * ضیائ موحد می گوید بین متافیزیک سعدی و فردوسی تفاوت وجود دارد و متافیزیک سعدی معتدل هست . جل الخالق این هم از استاد فلسفه و ادبیات

    * حسین معصومی همدانی اظهار داشت یکی از وجوه اساسی نوشته های اخلاقی از میان رفتن مرز مطلق میان گناهکار و بی گناه است . در این مرحله سعدی و باز خوانی سعدی به ما کمک می کند وی مضامین بوستان را متاثر از قران دانست . این هم از استادی که چند ترجمه و تالیف در حوزه فلسفه علم دارد. باز از هیچی بهتر بود

    * سعید حمیدیان غزل سعدی را مجموعه ای از حالات و عواطف عاشقانه دانست  . واقعا که جل الخالق دست مریزاد استاد

    * کاووس حسن لی به اسیب شناسی کارنامه سعدی پژوهی پرداخت و از پایان نامه های تکراری فارغ التحصیلان رشته ادبیات انتقاد کرد . گلی به جمال این یکی که حداقل به مو ضوع مهم و اصلی پرداخته است

    کوروش کمالی سروستانی مدیر مرکز سعدی شناسی گفت تاریخچه زندگانی و نیز دوران شناسی سعدی به گونه ای ناشناخته در هاله ای از شک و گمان ها و ظن هایی غریب فرو رفته و تا کنون شواهد و مدارک مستدل و صریح مبنی بر دستیابی به حقیقتی واحد در باره وی در تذکره ها و کتاب های تاریخی و یا آثار خود شیخ یافته نشده است و تمامی آنچه را که از وی باز می شناسیم حدس و گمانه هایی است مبنی بر برداشت هایی که گاها چندان استوار نیز به نظر نمی رسند

    -----------------------------------------------------------

    توجه خود من به سعدی با پور پیرار شروع شد ولی الان از زوایای دیگری هم مهم هست

    ۱- زیبایی شعر سعدی و دید انتقادی و انسانی او چیزی نیست که به سادگی از آن گذشت

    ۲- قرن ها مردم ما با گلستان شروع به یاد گرفتن کرده اند و تاثیر گلستان در این صد ها سال باید بر جامعه مردم و فرهنگ ما باید بررسی شود