خرس مهربان
  
 آدمی زندگی عشق و ادبیان
 
فروردین 1387
ش ی د س چ پ ج
          1 2
3 4 5 6 7 8 9
10 11 12 13 14 15 16
17 18 19 20 21 22 23
24 25 26 27 28 29 30
31            
 
آرشیو
 
سه شنبه 29 اسفند ماه سال 1385
محمد مجتهد شبستری : قرائتی انسانی از دین

 

سلام

الان مدت هاست که محمد مجتهد شبستری در اوج قرار دارد ولی به اندازه شایسته دیده و شنیده نشده است شاید به علت حضور سروش یا انزوا طلبی خودش ولی به نظر می رسد که الان دیگر زمانه اوست که صدایش شنیده شود و این ضرورتی انکار ناپذیر هست.

اوایل انقلاب شناختم از او محدود بود ولی در مجلس خبرگان و شورای اول کاندیدای گروه های روشنفکری دینی بود ولی شناخت بیشتر من از مجتهد شبستری از مجله کیان شروع شد و دو کتاب هرمنوتیک کتاب سنت و نقدی بر قرائت رسمی از دین ولی گفتگوی او و محسن کدیور در ویژه نامه مدارا و تساهل کیان چیز دیگری بود و برایم بسیار جذاب . بسیار شفاف و پوست کنده حرف هایش را گفت. به نظرم در ایران روشنفکری دینی راهی جز راهی که مجتهد شبستری نشان می دهد ندارد : قرائت انسانی از دین . او به درستی می گوید راهی جز قرائتی انسانی و مبتنی بر حقوق بشر از دین و اینجا اسلام وجود ندارد . مدتی بود که می خواستم از او بنویسم منتهی وقتی برای مطالعه و گرداوری مطلب نداشتم ولی انتشار انتقاد سارا شریعتی از او باعث شد که زود تر بنویسم . متاسفانه باید بگویم بازگشت به قرائت دهه ۵۰ از اسلام راهی است که به فاجعه امروز منجر می شود و خروج از این فاجعه راهی هست که محمد مجتهد شبستری نشان می دهد. اگر خوش بین باشیم شریعتی هم اگر امروز زنده بود و این فاجعه را تجربه می کرد چنین قرائتی را از دین به دست می داد.

 

  

- محمد مجتهد شبسترى، فیلسوف و دین پژوه،
متولد: ۱۳۱۳ شبستر
- تلمذ و شاگردى در حوزه علمیه قم از سن ۱۴سالگى تا ۳۲سالگى، در محضر اساتید معتبر و برجسته روزگار خویش
- مدیر مرکز اسلامى هامبورگ در آلمان غربى از سال۱۳۵۳ تا ۱۳۵۷
- تسلط کامل بر زبان آلمانى و سنت مدرسى فلسفى و الهیات آلمان
- سردبیر نشریه مکتب اسلام ۱۳۴۳ تا ۱۳۵۳
- سردبیر و مؤسس نشریه اندیشه اسلامى
- استاد کلام و الهیات دانشگاه تهران
- برخى از آثار تألیفى وى عبارتند از: «هرمنوتیک، کتاب و سنت»، «ایمان و آزادى»، «فطرت خداجوى انسان در قرآن» «پژوهشهایى درباره وحى و قرآن» (ترجمه)، نقدى بر قرائت رسمى از دین

-------------------------

درباره محمد مجتهد شبستری

زندگینامه محمد مجتهد

----------------------------

سارا شریعتی:روشنفکران با خروج از قبیله خود می‌‏توانند به صدای اعماق جامعه گوش سپارند

اسلام هویت، اسلام حقیقت

-------------------------------------------

گزارش سخنرانی مجتهد شبستری


قدرتی که در خدمت حاکمان باشد از مشروعیت می‌‏افتد 

در ثنای استاد 

از مجتهد شبستری

اخراج مجتهد شبستری از دانشگاه

آخرت نوشته ای از مجتهد شبستری در دائره المعارف

----------------

نقدهایى که بر محمد مجتهد شبسترى 

هرمنوتیک و اصلاح‌گری دینی

روشنفکری دینی و گره های ناگشوده

دعوت به درک مدرنیت یک پدیده

----------------------------

 نقد یک عمله استبداد بر مجتهد شبستری : مردم سالاری ؛ بررسی یک نظریه در دو نظام حقوقی

نقد رسالت بر محمد مجتهد شبستری

-----------------------

چند ماه پیش دوستی دو موضوع را در مورد محمد مجتهد شبستری گفت که نقلش بی مناسبت نیست

اول اینکه چند ماه پیش که آقای مجتهد شبستری از مسافرت تشریف آورده بودند به پیشواز روندگان در کمال تعجب دیده بودند که ایشان دیگر ملبس به لباس روحانیت نیست . او هم در جواب تعجب ایشان گفته بود که پزشک معالجم گفته اند چیزهای سنگین نباید بر سرت بگذاری ! من اولش فکر کردم که این دوست شاید شوخی می کند ولی انتشار عکس ایشان در مراسم بزرگداشت بازرگان نشان داد که نه ایشان به راستی خود را خلع لباس کرده اند

دوم اینکه چند سال پیش که برادر ایشان محسن مجتهد شبستری به امامت جمعه فرمایشی تبریز منصوب شده بودند . برخی از دانشجویان به گمان اینکه ایشان محمد مجتهد شبستری هستند به ملاقات ایشان رفته بودند و گفته بودند که خوشحالند  بعد از سال ها مقام رهبری یکی از روشنفکران دینی را به این سمت منصوب کرده بودند که محسن مجتهد شبستری شدیدا عصبانی شده بودند که نه من با ان برادرم حتی حرف هم نمی زنم !


 
سه شنبه 29 اسفند ماه سال 1385
جبهه صلح دموکراسی حقوق بشر

 

سلام

 

شادیمحبوبه

شادی صدر و محبوبه عباسقلی زاده، دو تن از فعالان جنبش زنان آزاد شدند

احمد باطبی به مدت ۲۰ روز به مرخصی آمد، ایسنا

جلیل غنی لو، از بازداشت شدگان مراسم روز جهانی زبان مادری، آزاد شد

آزادی ابراهیم جعفرزاده از زندان خوی با قرار وثیقه

آزادی علیرضا قومی از زندان ارومیه

احمد باطبی به مرخصی آمد، کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر

آزادی یک تن دیگر از فعالان سیاسی زنجان

خوشبختانه در حالی به پیشواز سال نو می رویم که برخی از زندانیان سیاسی و بازداشت شدگان آزاد شده اند وسال نو را همراه خانواده و عزیزان شان شروع می کنند ولی عده ای دیگر از زندانیان سیاسی همچنان در اسارت مافیای سرکوب و وحشت به سر می برند آنان را از یاد نبریم همه زندانیان سیاسی آزاد باید گردند

خانم نسرین رضوی در بازداشت ماموران اداره اطلاعات تبریز

اخباری از فعالین بازداشت شده آذربایجان

دستگیری دو برادر هویت طلب در جلفا

شیرزاد حاجیلو توسط نیروهای امنیتی دستگیر و روانه زندان شد

مجموع احکام زندان صادره برای مصطفی عوض پور به ۲۹ ماه رسید

اسامی تعدادی از معلمان دستگیر شده تهران و کرمانشاه

 بازداشت دو فرهنگی دیگر در کرمانشـاه، موکریان

بازداشت مدرس دانشگاه در مریوان

وکیل مدافع طهماسب، جهاندار و درخشندی : تقاضای تجدیدنظر در مورد پرونده جهاندار و درخشندی را تقدیم دادگاه کردم

حسین فروهیده در آستانه اعدام

جسد شکنجه شده شاهو فاتحى پیدا شد

----------------

همچنان موج اعتراض زنان معلملن کارگراندانشجویان  فعالان سیاسی قومی و...بلند هست و همه آنان مطالبات بر حق خود را پیگیری می کنند نگاهی به این اعتراضات و موج های حمایت از آنان ....

جعفر پناهی نخستین جایزه سینمای نامحدود حقوق بشر را به فعالان زن تقدیم کرد

سیمین بهبهانی برنده جایزه آزادی بیان کانون نویسندگان نروژ شد

تحصن معلمان سنندج درمقابل ساختمان آموزش وپرورش

نامه اعتراضی خانواده معلمان بازداشت شده 

هفت سین خانواده های زندانیان، کنار اوین در صورت آزاد نشدن معلمان زندانی

بیانیه اعتراضی کمیته حقوق بشر سازمان دانش آموختگان در خصوص برخورد قهرآمیز با معلمان، ادوار نیوز

بیانیه انجمن اسلامی معلمان ایران به مناسبت دستگیری و ضرب و شتم تعدادی از معلمان

جبهه مشارکت برخورد با معلمان را محکوم کرد

اعتراض نمایندگان حزب چپ در مجلس سوئد به بازداشت و سرکوب فعالان حقوق زن در ایران

نامه اعتراضی دبیرکل «آموزش بین الملل» به احمدی نژاد در خصوص سرکوب معلمان 

----------------

باز هم بیش از ۵۵۰ نفر از فعالان سیاسی اجتماعی فرهنگی بیانیه در اعتراض به سرکوب و پلمپ نهادهای مدنی بیانیه ای صادر کرد. هفته پیش هم بیانیه صلح خواهی مردم ایران منتشر شد که بازتاب چندانی نداشت حتی بسیاری از امضا کنندگان متن آن را در سایت ها یا ولاگ های خود نگذاشته بودند . ضرورت شرایط خطیر ایجاب می کند این فعالان با کمی گذشت زیر بیانیه مشترکی را برای صلح ازادی و حقوق بشر را امضا کنند و به صدایی برای مردم ایران تبدیل شوند باور کنید این کار مشکلی نیست کمی گذشت می خواهد به امید تشکیل جبهه صلح دموکراسی حقوق بشر

نامه سرگشاده ۵۵۰ فعال سیاسی،اجتماعی و فرهنگی به رییس قوه قضائیه در اعتراض به برخورد با سازمان های جامعه مدنی

بیانیه بیش از ۵۰ تن از فعالان مدنی کردستان در رابطه با برخوردهای اخیر با دگراندیشان در این استان، موکریان

فراخوان صلح خواهی ملت ایران، بیانیه جمعی از فعالان سیاسی

حمایت جمع کثیری از فعالان سیاسی اجتماعی و فرهنگی از معلمان کشور

نامه سرگشاده 620 فعال سیاسی و دانشجویی خطاب به هاشمی شاهرودی در خصوص وضعیت زنان بازداشت شده

بیانیه اعتراضی 405 تن از فعالان سیاسی ، فرهنگی و دانشجویی پیرامون درگذشت مشکوک اکبر محمدی در زندان

پیام تسلیت 350 تن از فعالان سیاسی و دانشگاهی به مناسبت درگذشت حجت الاسلام سید آقا موسوی ( خوئینی) پدر مهندس موسوی

حمایت 622 نفر از فعالان سیاسی و دانشجویی از اعتصاب غذای سه روزه در اعتراض به وضعیت حقوق بشر در ایران

اطلاعیه 622 نفر از فعالان سیاسی دانشجویی کشور در اعتراض به سرکوب تجمع زنان و ادامه بازداشت مهندس موسوی

بیانیه 257 نفر از فعالان سیاسی و فرهنگی در محکومیت برخورد با تجمع زنان

هشدار جمعی از دانشگاهیان ایرانی خارج از کشور به مردم ایران نسبت به عواقب سیاستهای درپیش گرفته شده توسط حاکمیت

حمایت 111 نفر از فعالان دانشجویی، سیاسی و دانش آموختگان دانشگاهها از فراخوان تجمع زنان

نامه 621 نفر از روشنفکران و فعالان سیاسی و دانشجویی در اعتراض به بازداشت رامین جهانبگلو

نامه ۷۰۰ نفر از فعالان سیاسى و روشنفکران در اعتراض به سرکوب سندیکای رانندگان شرکت واحد


 
جمعه 25 اسفند ماه سال 1385
فراخوان صلح خواهی ملت ایران
فراخوان صلح خواهی ملت ایران

سلام

در گامی درست و اصولی جمعی از فعالان سیاسی فراخوانی برای صلح صادر کردند که با تذکر چند نکته متن کامل ان را می گذارم

**  شرایط حاضر چنان بحرانی و خطرناک هست که این فراخوان باید بسیار زودتر و فراگیر تر از این صادر میشد در شرایطی که که کشور به سوی تحریم های بیشتر و  و ضعیت بحرانی تر می رود اقدامات فوری تر و عملی تری برای فشار بیشتر به حاکمیت ایران ضروری هست

** هر گونه قرینه سازی و برابر انگاشتن خطر جنگ افروزی نئوکان های امریکایی و جنگ افروزی مافیای حاکم بر ایران اشتباه بوده و باید مخاطب اصلی این فرخوان دولت ایران باشد که در بیانیه هم تلویحا به آن اشاره شده است

**‌ ما نه تنها الان بلکه سال هاست به صلح نیاز داریم ، صلح در برابر جنگی که مافیای حاکم بر ایران بر علیه دانشجویان روزنامه نگاران کارگران معلمان اقلیت های دینی فعالان جنبش زنان قومی کارگری سیاسی فرهنگی .....راه انداخته است

** در چند ماه گذشته صد ها تن از فعالان کشور برای زنان معلملن دانشجویان کارگران روزنامه نگاران ....بیانیه داده اند . شرایط خطیر میهن ایجاب می کند همه این فعالان برای صلح حقوق بشر و دموکراسی و به نام مردم ایران متحدا فراخوان صادر کنند و صدای مردم ایران را در برابر صدای مافیای سرکوبگر و جنگ طلب حاکم به گوش جهان برساند . تا بتواند در برابر مافیای حاکم مقاومت کند و کشور را در افتادن به فاجعه جنگ و فروپاشی نجات دهد.

** در این شرایط تاریخی به نظر می رسد اسامی بسیاری از فعالان سیاسی ملی چپ کارگری قومی دانشجوئی کانون نویسندگان کانون وکلا نویسندگان هنرمندان ...در این لیست خالی هست افرادی مانند ناصر زرافشان رئیس دانا امیرانتظام احمد باطبی اکبر گنجی عبدالکریم سروش علی اشرف درویشیان ....خالی هست . من نمی دانم که سیستم جمع آوری امضا چگونه هست. ولی به نظرم حتی این دوستان موافق کامل این فراخوان نیستند مشروط امضا کنند خودشان بیانیه ای بدهند و قسمت هائی را که نمی خواهند حذف کنند یا اضافه کنند ولی در این شرایط تاریخی به صدای مردم برای صلح تبدیل شوند این کار بزرگ یا نشدنی نیست فقط کمی همت می خواهد. 

حمایت جمع کثیری از فعالان سیاسی اجتماعی و فرهنگی از معلمان کشور

نامه سرگشاده 620 فعال سیاسی و دانشجویی خطاب به هاشمی شاهرودی در خصوص وضعیت زنان بازداشت شده

بیانیه جمعی کثیری از فعالان جنبش زنان و فعالان اجتماعی، سیاسی و فرهنگی
شادی صدر و محبوبه عباسقلی زاده را آزاد کنید

---------------------------------------------------

فراخوان صلح خواهی ملت ایران
ضرب الاجل شورای امنیت سازمان ملل در مورد قطعنامه ی ۱۷۳۷ پایان یافته است و اعضای دائمی این نهاد بین المللی به علاوه آلمان در حال شور و رایزنی هستند تا دامنه ی تحریم های مستقیم و غیرمستقیم ایران را تشدید کنند. این در شرایطی است که دولت آمریکا با وجود مخالفت های فزاینده ی داخلی به موازات تلاش های خود در سازمان ملل، با مشارکت اسرائیل دامنه ی حضور نظامی خود را در منطقه افزایش می دهد تا به صورت برنامه ریزی شده تنش موجود در روابط ایران و جامعه بین المللی را وارد مرحله ی جدیدی کند.

نادیده گرفته شدن قطعنامه ١٧٣٧ شورای امنیت و عدم ارائه ی پیشنهاد سازنده توسط حکومت ایران خود زمینه ساز مجازات های نظامی و مالی و تحریم‌های اقتصادی گسترده‌تر شورای امنیت خواهد بود و چشم انداز فقر و جنگ را در برابر مردم صلح دوست ایران قرار خواهد داد.

اگر روند تصویب قطعنامه های زنجیره ای توسط شورای امنیت سازمان ملل ادامه یابد و خدای نکرده دامنه ی آن به جنگ و حمله نظامی گسترش پیدا کند، پیامدهای شوم و ویرانگر آن مستقیما متوجه ملت ایران و به ویژه نسل جوان کشور خواهد بود که هیچ مداخله‌ ای در برنامه ریزی ها و تصمیم گیری های هسته ای ندارد و همواره مخالفت خود را با تشدید تنش و به خطر افتادن صلح و امنیت اعلام داشته است.

ما شهروندان صلح‌طلب ایران در این شرایط بحرانی حق و وظیفه ی قانونی خویش می‌دانیم که صدای صلح خواهانه ی خود را به گوش ملت و دولتمردان کشور و مجامع بین المللی برسانیم و از صلح طلبان جهان درخواست کنیم که سکوت پیشه نکنند و برای پیشگیری از بروز فشار اقتصادی گسترده به مردم ایران و وقوع مجدد جنگ و خونریزی در منطقه دست یاری به ملت ما دهند.

ما اگرچه برخورداری از دانش و فن آوری هسته‌ای را، صرفنظر از کاربرد تسلیحاتی آن، حق مسلم مردم ایران می دانیم، اما بر این نکته تاکید داریم که ملت ایران حقوق اساسی تر و مهمتری چون برخورداری از حق "مردمسالاری و حقوق بشر"، "امنیت و آزادی" و " عدالت و رفاه" نیز دارد و کسب این حق نباید دیگر حقوق ملت را نفی و یا کمرنگ کند و خدای ناکرده سایه ی شوم جنگ و ویرانی را بر سر آنان بگسترداند. به باور ما در این شرایط پیشنهاد مدیر آژانس بین المللی انرژی اتمی، جناب آقای محمد البرادعی مبتنی بر "تعلیق در برابر تعلیق" اقدامی آجل و دوراندیشانه برای پیشگیری از تحریم و جنگ است و می تواند سیاست "برد- برد" را شکل دهد و سازماندهی کند و بهانه را از دست آتش افروزان و جنگ طلبان بگیرد. همانگونه که در بطن این پیشنهاد نهفته است خط مشی "تعلیق در برابر تعلیق" از یک سو حکومت ایران را وادار می کند که تعلیق موقت را بپذیرد و داوطلبانه برنامه غنی سازی را تا مدت مورد توافق متوقف کند و از سوی دیگر فشارها و مجازات‌های اقتصادی علیه ایران را تا زمان مورد توافق طرفین به حالت تعلیق درآورد. راهکار دیگر می تواند پذیرش پیشنهاد گروه 5+1 با اصلاحاتی توسط جمهوری اسلامی ایران همراه با تعلیق و پیگیری مذاکرات باشد.

با توجه به این نکات، امضا کنندگان این بیانیه مصرانه بر سیاست اعتمادسازی در عرصه ی جهانی تاکید دارند و آن را از طریق تعامل با نمایندگان گروه موسوم به 5+1 و دبیرکل سازمان ملل امکانپذیر می دانند. به باور این جمع، تداوم سیاست‌های تنش‌زا و سخنان و اقدام های تحریک‌آمیز نمایندگان حاکمیت در داخل و مجامع بین المللی، تنها دیوار بی اعتمادی گسترده میان ایران و جامعه جهانی را ضخیم تر خواهد ساخت و به نفع برنامه های کاخ سفید برای ایجاد یک اجماع بین المللی علیه تمامیت ارضی و منافع ملت عزیز ایران خواهد بود.

ما همچنین ضمن پرهیز دادن دولت بوش از هرگونه اقدام ماجراجویانه با هدف جنگ افروزی در منطقه و حمله به خاک ایران، نگرانی عمیق خود را نسبت به پیامدهای ویرانگر سیاست های جنگ طلبانه که با هدف تحت الشعاع قرار دادن شکست های داخلی و بین المللی و کمرنگ ساختن مشکلات فزاینده سیاسی و اقتصادی صورت می گیرد، بیان می کنیم. به نظر ما آغاز گفت و گوی دو جانبه ی رسمی، علنی و شفاف بین تهران و واشنگتن و نشستن پشت میز مذاکره بر مبنای یک برنامه از پیش اعلام شده، یکی از بهترین راه حل ها برای جلوگیری از بروز جنگ و خونریزی و گسترش ناامنی و اغتشاش در منطقه است.

جهانیان در این شرایط خطیر و بحرانی باید به این نکته واقف باشند که تشدید تحریم‌های اقتصادی و حمله نظامی به خاک ایران برای همه طرف‌ها به ویژه برای ملت عزیز ایران، چیزی جز جنگ و ویرانی، مرگ و فقر و فلاکت و عقب‌ماند‌گی در پی نخواهد داشت و منطقه را به جهنمی سوزان تبدیل خواهد کرد.

عالیترین مقام های مسئول ایران باید بدانند که نباید با تبدیل مساله ی غنی سازی به یک موضوع حیثیتی، ملی و امنیتی، در عمل شهروندان و گروه های سیاسی ایران را از حق هرگونه ابراز نظر و بحث آزاد پیرامون این مساله ملی بازدارند و مطبوعات ، روزنامه نگاران و نویسندگان کشور را با تشدید جو سانسور و خودسانسوری از پرداختن به این مسئله ی ملی حیاتی که به آینده ی یکایک ملت ایران مربوط است محروم سازند. آگاهی حق مسلم ملت ایران است و مردم ایران باید به صورت شفاف و روشن بدانند که خطر جنگ روز به روز نزدیک‌تر می‌شود و برخی از مسئولان عالیرتبه نظام، با خط مشی متخذه و بهانه دادن به دست جنگ افروزان کاخ سفید، جامعه را در سراشیبی فقر و ویرانی قرار می دهند.

ما امضا کنندگان این بیانیه با توجه به وظیفه ملی و تاریخی خویش، بار دیگر مخالفت قاطع و روشن خود را با چنین سیاست هایی که چشم انداز آن چیزی جز تحریم اقتصادی و جنگ نیست، اعلام می کنیم و به مسئولان عالیرتبه کشور هشدار می دهیم که تا دیر نشده است به خود آیند و سیاست "تعلیق در برابر تعلیق" و یا هر راهکار مفید دیگری را بپذیرند، چون فردا خیلی دیر است. از همگان نیز می خواهیم که بیش از این سکوت را جایز ندانند و نقطه نظرهای صلح جویانه و مخالفت خود را با جنگ به روش های مناسب ابراز دارند.

23/12/1385

محمد آزادى، هاشم آقاجری، سامر آقایی، ناصر آملی، غلام حیدرابراهیم بای‌سلامی، عباس ابوذری، هادی احتظاظی، حمید احراری، طاهر احمدزاده، حسن احمدی، محسن احمدی، نعمت احمدى، محمود احمدیان، محمدرضا احمدی نیا، مصطفی اخلاقی،‌ ساجد اردبیلی، کریم ارغنده پور، حسن اسدی زیدآبادی، مرتضى اشفاق، حمید آصفى، جلال اقتداری، علی رضا اکبرزادگان، علی اکرمی، مهدی امینی زاده، حجت انصاری، حسین انصاری راد، مصطفی ایزدی، مجتبی بدیعی، کمال الدین بازرگانى، پروین بختیار نژاد، اکبر بدیع زادگان، ابوالفضل بازرگان، عبدالعلی بازرگان، فرشته بازرگان، محمد نوید بازرگان، مختار باطولی، روح‌اله باقرآبادی، ایمان براتیان، محمد بذرپور، محمد بسته نگار، مهدی بسته نگار، محمد حسین بنی اسدی، عماد بهاور، محمد بهزادى، راضیه بوستانکار، مرضیه بوستانکار، جلال بهرامی، صفا بیطرف، مسعود پدرام، عباس پوراظهرى، سعید پورعزیزی، رضا پویان، محمود پیش بین، حبیب الله پیمان، مجید پیمان، سیدمصطفى تاج زاده، حمید تاجرنیا، عبدالرضا تاجیک، رضا تهرانى، غلامعباس توسلى، محمد توسلى، مجید جابرى، حمیدرضا جلائى پور، جلال جلالی زاده، علی جمالی، مجتبی جهانی،حبیب حاج حیدری، رضا حاجى، مجید حاجی بابائی، علی حاجی قاسمی، بهمن حافظى، سعید حجاریان، حمید حدیثی، علی حدیثی، حسین حریرى، حمید حسامی، بهزاد حق پناه، جمشید حقگو، فاطمه حقیقت جو، وحید حقیقی، على حکمت، ابوالفضل حکیمى، عبدالکریم حکیمى، مجید حکیمى، محمد رضا حمسى، فخرالدین حیدریان، جعفر خائف، هادی خانیکی، نبی الله خانزاده مرخالی، ابراهیم خدادادى، امیر خرم، حسین خطیبی، محمد خطیبی، مجتبی خندان، ابراهیم خوش سیرت سلیمی، اسماعیل خوش محمدى، محمدعلى دادخواه، محمد دادفر، رسول دادمهر، مهدى دادیزاده، فریبا داودی مهاجر، محمود درد کشان، سعید درودى، محمود دل آسایى، عباس دهقان نژاد، مصیب دوانى، خشاریار دیهیمی، ابراهیم دینوی، فاطمه راکعی، امیر رزاقی، محمد صادق ربانى، تقی رحمانی، محمدجواد رجائیان، علیرضا رجایى، امیر رزاقی، محمد صادق رسولی، احد رضائى، اصغر رضائى، بیوک رضائى، عبدالعلی رضائی، بهمن رضا خانى، سعید رضوى فقیه، حسین رفیعى، رضا رئیس طوسى، نفیسه زارع کهن، فیاض زاهد، جمال زره ساز، اکبر زمانی، محمد ابراهیم زمانى، پرویز زندى نیا، احمد زیدآبادى، محمد رضا زهدى، سید مجتبی سادات، علیرضا ساریخانى، جلیل سازگارنژاد، نسرین ستوده، عزت الله سحابى، فریدون سحابى، هاله سحابى، عیسی سحر خیز، محمد سرچمى، بیوک سعیدی، عبدالفتاح سلطانی، محمد جواد سلیمانی، علی سیاسی راد، محمدعلی سیدنژاد، سید محمد علی سیف‌زاده، محمود شاددل بصیر، ابراهیم شاکرى، تقى شامخى، على شاملو محمودی، محمد شانه چى، حسین شاه حسینى، مریم شبانی، سعید شریعتی، حجت شریفی، کاظم شکری، مازیار شکوری گیلچالان، الله وردى شمبورى، ماشاءالله شمس الواعظین، احمد شیرزاد، سعید شیرکوند، هدی صابر، علی صالح آبادی، هاشم صباغیان، احمد صدر حاج سیدجوادى، رضا صدر، احمد صدری، سمیرا صدری، محمود صدری، جلیل ضرابی، على اشرف ضرغامى، فریدون ضرغامى، خسرو طالب زاده، اعظم طالقانى، حسام طالقانى، طاهره طالقانى، اکبر طاهرى، رئوف طاهرى، محمد طاهرى، امیر طیرانی، کیوان ظهرابی، محمد عطریانفر، روئین عطوفت، سید عظیم عظیمی فر، جواد علائی، علی علوی، علیرضا علوى تبار، محمدباقر علوى، رضا علیجانی، طاهر علیزاده، على علیزاده نائینى، محمد جعفر عمادى، محمود عمرانى، على اصغر غروى، علیرضا غروى، ماجد غروى، مسیح غروى، سعید غفارزاده، مسعود غفاری، على غفرانى، مهدى غنى، محمدتقى فاضل میبدى، باقر فتحعلی بیگی، پویان فخرآیی، غفار فرزدى، شهین فرزین پژوه، فاطمه فرهنگ خواه، حسن فرید اعلم، بهرام فیاضی، احمد قابل، هادى قابل، حسین قاضیان، خسرو قشقایى، ماهرو قشقایى، رحمانقلى قلى زاده، نظام الدین قهارى، مصطفى قهرمانى، رحمان کارگشا، امیرحسین کاظمی، مرتضى کاظمیان، هادی کحال‌زاده، محسن کدیور، منوچهر کدیور، جمیله کدیور، على کرمى، علی رضا کفشکنان، پروین کهزادى، الهه کولائی، یعقوب کوثرى، محمد کیانوش‌راد، بهناز کیانی، بیژن گل افرا، فاطمه گوارایی، مسعود لدنى، حسین لقمانیان، احسان مالکی پور، محمد تقى متقى، رجبعلی مزروعی، حسین مجاهد، محسن محققى، نرگس محمدی، نوشین محمدی، محمد محمدى اردهالى، سید على محمودى، حسین مدنی، سعید مدنى، احمد مدادی، ماشاءالله مدیحى، مرضیه مرتاضی لنگرودی، فرید مرجائی، مصطفى مسکین، رضا مسموعى، لیلا مصطفوى، عباس مصلحى، محمد جواد مظفر، مهدی معتمدی مهر، احمد معصومی، ضیاء مصباح، علی مقیمی، کاظم ملکی، مصطفی ملکیان، علی ملیحی، احمد منتظری، سعید منتظرى، خسرو منصوریان، کیوان مهرگان، سیدرضا موسوى سعادتلو، سید علی اکبر موسوی خوئینی، عبدالله مومنی، على مومنى، محمود مومنى، امیر میرخانى، سراج الدین میردامادی، وحید میرزاده، محمود نعیم پور، جعفر نقمی، محمود نکوروح، محمد تقى نکوفر، سید حمید نوحى، فخرالسادات نوربخش، منوچهر نوربخش، صالح نیکبخت، احمد هادوی، هادى هادى زاده یزدى، ناصر هاشمی، سیدهاشم هدایتی، علیرضا هندى، رسول ورپایى، منصور وفا، باقر ولى بیک، على فرید یحیایى، ابراهیم یزدى، حسن یوسفى اشکوری، رضا یوسفیان، حسن یوسفیان آرانی.


ائتلاف گسترده برای صلح! گفتگوی اخبار روز با سهراب مبشری

-------------------------

 
جمعه 25 اسفند ماه سال 1385
آزادی شادی صدر و محبوبه عباسقلی زاده و همه زندانیان سیاسی

 

سلام

برای آزادی شادی صدر محبوبه عباسقلی زاده عباس لسانی رضا عباسی ناصر زرافشان احمد باطبی کیوان انصاری، خیرالله(سعید) درخشندی و ابوالفضل جهاندار جلیل غنی لو   بیژن باغانی، دبیر و محمود بهشتی لنگرودی، و همه فعالان سیاسی زنان قومی کارگری دانشجوئی و ...و همه زندانیان سیاسی تلاش کنیم

شادی صدر و محبوبه عباسقلی زاده را آزاد کنید

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

صدور قرار بازداشت موقت برای شادی صدر و محبوبه عباسقلی زاده 

ادامه اعتصاب غذای سه زندانی

یک اعدام دیگر در زاهدان به اجرا در آمد، ایلنا

در پی توقیف هفته نامه سلام جنوب بوشهر، مدیر مسئول این نشریه بازداشت و دفتر آن پلمب شد

خانواده فرحبخش در نامه‌ای به رییس قوه قضاییه؛ صدور دستورالعمل موکد برای آزادی موقت فرزندشان را خواستار شدند،

بازداشت 1300 نفر در شب چهارشنبه

یک روزنامه‌‏ نگار سنندجی بازداشت شدادامه بازداشت سه فعال اجتماعی

آزادی یک تن دیگر از فعالان سیاسی زنجان  و ادامه باتزداشت جلیل غنی لو

شیرزاد حاجیلو توسط نیروهای امنیتی دستگیر و روانه زندان شد

اظهارات متناقض درباره جلیل غنی‌لو

دستگیری دهها جوان روستائی در ارومیه، سلماس و خوی

صدور دوباره احکام سنگین انضباطی برای دانشجویان پلی تکنیک، امیرکبیر

نامه احمد باطبی

در جریان سرکوب دیروز، علی اکبر باغانی (دبیرکل کانون صنفی معلمان)، محمود بهشتی لنگرودی (سخنگوی کانون صنفی) و علیرضا هاشمی (دبیرکل سازمان معلمان) دستگیر شدند.

اسامی تعدادی دیگر از دستگیر شدگان به شرح زیر است: محمد داوری – علی پور سلیمان- قشقاوی – بداغی – نورالله اکبری – اکبر پروشی – محمدرضاخاکبازان - محمود باقری - احمد براتی – اکرم حسنی – زهرا شاد – فرشته صباغی – نرگس پیله فروش – محمد بیگی – وچهار تن از دبیران مدرسه نوجوانان انقلاب به نامهای: نوروز – طاهری – قجاوند - محمدبیگی.

بازداشت سه فرهنگی معترض در کرمانشاه، بی بی سی

بازداشت یک فرهنگی دیگر در کرمانشاه

 

شب عید معلمان در زندان

دستگیری گسترده معلمان مقابل

بازداشت های گسترده در تجمع امروز معلمان 

خشونت و بازداشت گسترده در تجمع امروز


 
شنبه 19 اسفند ماه سال 1385
نگاهی دیگر به اعتراضات جنبش زنان

سلام

اکنون همه دستگیر شدگان به جز شادی صدر و محبوبه عباسقلی زاده آزاد شده اند. اکنون شاید زمان بازنگری این جنبش اعتراضات چند روز اخیر آن هست . به نظر من جنبش زنان متوقف نخواهد شد . جنبش زنان الان شکل خود راهبران و کوشندگان خود را شناخته است و با توجه به مطالبات خود که بسیار روشن ضروری واقعی و غیر قابل انکار هست، گسترش و عمق بیشتری خواهد یافت. از دیروز چند نظر متفاوت در مورد شکل کار فعالان زن ارائه شده است. ابتدا نظرات خودم را که در این چند روزه نوشته ام می آورم و بعد نظرات متفاوت دیگران . من در کل با حرکت فعالان جنبش زنان موافقم و فکر می کنم این کار درست بوده و هم در جهت پیگیری حقوق زنان و هم پیشبرد و ارتقا حقوق بشر برای همه جامعه موثر و مفید بوده است و به همین علت تمامی فعالانی که این چند روزه تلاش کردند انرژی گذاشتند سرکوب شدند کتک خوردند و زندان رفتند را قابل تحسین می دانم و بر این باورم که آنان کاری بزرگ جسورانه و مسئولانه انجام داده اند.

به خاطر اینکه برخی از این وبلاگ ها فیلتر شده اند . من هم متن کامل و هم لینک این بحث ها را می گذارم

خانم‌ها،‌ به یک سال بعد فکر کنید // حسین درخشان

آقای درخشان، روش خود شما چیست؟ //  علیرضا مسعودی

تأمل کنید  // آلپر

موضع گیری و تحلیل   // پرستو دوکوهکی 

// جمهور

نسخ نپیچید لطفا // لیلا موری رها

کاش کمی بزرگ شویم!  // شبنم کهن چی

پای تخته یا پشت میله؟ // امیر علیزاده

عقلانیت حکم می کند ،شادی صدر را آزاد کنید! // علی اصغر سیدابادی

نقد خوب و نقد بد

پسا درخشان ایسم //پولاد همایونی

از رنجی که درخشان می‌برد  // اسد ( پرده )

سوالهائی از منتقدین جنبش زنان // نیما

===========================

خرس مهربان :

 ۱- جنبش زنان و فعالان حقوق زنان اینک پرچم دار دفاع از حقوق زنان شده اند. با غرور زنان میهنم را می نگرم که از شرف و حقوق انسانی خود دفاع می کنند چشم در چشم سرکوبگران در برابر بیدادگاه انقلاب. برای چندمین بار مافیای حاکم به سرکوب فعالان زن پرداخت و با حمله و ضرب و شتم آنان شمار زیادی را بازداشت و به زندان اوین برد. تمام فعالان اجتماعی سیاسی قومی کارگری دانشجوئی ....باید از فعالان زن و حقوق آنان دفاع کنند. اینک با تلاش ها و مجاهدت های این فعالان جنبش زنان به درجه بالائی از گستردگی و توانمندی رسیده است که بتواند کل جنبش دموکراسی و حقوق بشر خواهی مردم را به حرکت و پیشروی وادارد . آنان را در این مبارزه تنها نگذاریم و صدای آنان را بلند تر به گوش همگان و جهانیان برسانیم.

۲- خوشبختانه موج حمایت های داخلی و بین المللی همچنان رو به افزایش هست در این حمایت ها طیف وسیعی از نیروها و گروه های اجتماعی سیاسی دیده میشود شاید با حمایت گروه های بیشتری از جنبش زنان ، نقطه اشتراک و شروعی برای ایجاد یک جبهه وسیع برای دموکراسی و حقوق بشر شکل بگیرد . جنبش زنان اکنون به چنان بلوغ و فراگیری رسیده است که می تواند محور چنین ائتلافی قرار بگیرد جنبش زنان الان می تواند پیشرو و پیش برنده دموکراسی و حقوق بشر در کشور باشد.

۳- قرار گرفتن طیف وسیعی از فعلان غیر مذهبی ، ملی مذهبی اصلاح طلب ، فعالان جوان در کنار فمینیست های باسابقه دانشجو در کنار استاد ، در یک جبهه ، نشان از بلوغ و گستردگی جنبش زنان دارد . این کمال و همدلی نتیجه بیش از دو دهه تلاش فعالان زن می باشد که در عرصه های مختلفی چون انجمن های زنان محیط زیست دانشجوئی انتشار نشریات و کتب مربوط به زنان  چون مجله زنان بر پا داشتن ده ها کارگاه اموزشی در همه کشور  و راه انداختن سایت های تخصص مربوط به زنان که دستاورد هائی چون تلاش برای توقف اعدام و سنگسار برای زنان تلاش برای ورود به ورزشگاه ها تلاش برای حق تابعیت مادری و ....داشته است ولی بزرگ ترین دستاورد این جنبش تشکیل کمپین یک میلیون امضاء“ برای تغییر قوانین تبعیض‎آمیز  می باشد . قوانین موجود در ایران در مورد زنان چنان عقب مانده و ارتجاعی هست که امکان هیچ دفاعی از آن وجود ندارد در این بیانیه آمده است :

۴- خوشبختانه فعالان جنبش زنان بااینکه اکثرا از گروه ها و افراد غیر مذهبی (سکولار ) تشکیل شده ولی در مسیر تبلیغات و جبهه گیری های ضد مذهبی قرار نگرفته و با همکاری با زنان فعال مذهبی هدف مبارزه خود را قوانین تبعیض امیز و غیر انسانی موجود قرار داده و به این وسیله همدلی طیف وسیعی از زنان را بدست اورده است . همچنین این کار باعث تقویت آن دسته از علمای دینی شده است که قرائت مدرن تر و مساوات طلبانه تری از اسلام دارند . این گروه از علما مثل اقای صانعی در بسیاری از موارد مثل ارث و مسائل حقوقی رای به برابری زن و مرد داده اند و همچنین در مواردی چون حق قضاوت و ... حکم به برابری زن و مرد داده اند .

۵- باید به این نکته مهم اشاره کنم که همچنانکه الان به دستگیری و سرکوب فعالان جنبش زنان اعتراض می کنیم باید به تمام سرکوب ها و زندانی ها اعتراض کنیم مثل سرکوب و زندانی کردن فعالان سیاسی قومی کارگری ....باید خود قبل از همه به حقوق بشر به تمامی و بدون هیچگونه تبعیض و خودی و غیر خودی معتقد باشیم . باید از یک فعال قومی ترک عرب یا بلوچ هم که در یک شهرستان کوچک دورافتاده  زندانی و تحت فشار قرار می گیرد حمایت کنیم یا از یک فعال مذهبی که به خاطر عقاید دینی خود دستگیر و تحت فشار قرار می گیرد مثلا دراویش گنابادی یا یک آیت اله در شهر قم که سال ها زندانی می شود یا از یک فعال کارگری که صرفا به خاطر تلاش برای داشتن یک سندیکای کارگری زندانی و سرکوب میشود مثل رانندگان خط واحد یا یک فعال سیاسی صرفا به دلیل وفادرای به عقاید خود سال ها بدون هیچگونه حق قانونی زندانی می شود و آخر سر در زندان اعدام یا سر به نیست میشود. باید به همه این موارد اعتراض شود.

۶- در آخر اینکه در سال های اول انقلاب موقعی که مافیای حاکم شروع به تهاجم و گستردن تور سرکوب خود می کرد با شعار یا رو سری یا تو سری شروع به سرکوب زنان فعال و مبارز کردند، بسیاری از گروه های سیاسی و فعالان سیاسی یا سکوت کردند یا چنان وانمود کردند که این زنان همان زنان قابلمه به دست شیلی هستند. الان موقع آن هست که تمامی نیروهای سیاسی این بدهکاری خود به جنبش زنان را تسویه کنند.  

===================================

متاسفانه الان حسین درخشان یادداشتی با نام چرا شادی صدر نوشته است که دیگر غیرقابل قبول هست آشغال به تمام معنی . الان این نوشته را از جمهور دیدم که کاملا برای اقای درخشان صادق هست

--------

خانم‌ها،‌ به یک سال بعد فکر کنید // حسین درخشان

از روش خیابانی تا روش پارلمانی 

خلاصه بگویم که خانم‌ها دارند اشتباه دانشجویان را پس از ماجرای کوه دانشگاه تکرار می‌کنند. آنها دارند روشی را برای رسیدن به خواسته‌ی به‌حق خود بکار می‌گیرند که دقیقا بخش عقب‌افتاده‌ی جمهوری اسلامی می‌‌خواهد.

کسانی که اصولا با تلاش برای حقوق برابر زن و مرد مخالفند دارند زنان را هل می‌دهند به سمت تله‌ای که برایشان چیده‌اند. تا وقتی که زنان از روش‌های غیر خیابانی برای رسیدن به اهدافشان استفاده می‌کنند، هیچ‌کس نمی‌تواند جلوی آنها را بگیرد. حتی مثلا یکی از بازجویان وزارت اطلاعات به فرناز سیفی می‌گوید که شخص او با مطالبات زنان هیچ مساله‌ای ندارد و آنها بخاطر رابطه‌شان با شهرزادنیوز بازجویی می‌شوند که از دید جمهوری اسلامی ایران تهدیدی امنیتی است.

ولی الان پس از آن اعتراض خیابانی نالازم، کسانی که مثل آن بازجوی وزارت اطلاعات فکر نمی‌کنند (بالاخره در همه‌جا همه جور آدم هست) بهانه به‌دست آورده‌اند که جنبش زنان را تهدیدی امنیتی نشان بدهند و این برای هیچکس خوب نیست. بخصوص کسانی که در همین وزارت اطلاعات یا در هسته‌های مرکزی قدرت هستند و از حقوق زنان دفاع می‌کنند. آنها با این کارها در منگنه قرار می‌گیرند و مجبور می‌شوند به استدلال «تهدید امنیتی» تندروها تن بدهند. ابتکار عمل در دست تندروهای وزارت اطلاعات و دولت می‌افتد و میانه‌روها به حاشیه می‌روند.

الان دقیقا تمام سناریوی ۱۸ تیر قرار است تکرار بشود. مهرانگیز کار که -- خوشتان بیاید یا نه -- زندگی‌اش را الان دشمنان من و شما در آمریکا تامین می‌کنند، پیام‌های احساساتی می‌دهد. شیرین عبادی از پوست وکالتش بیرون می‌آید و نقش رهبر اپوزیسیون را به عهده می‌گیرد، سازمان‌های «دیده‌بان» شروع به پخش اعلامیه و اعتراض می‌‌کنند، ماهواره‌ها مردم را تشویق به آمدن به خیابان می‌کنند، نیروهای انتظامی با آنها برخورد می‌کنند، رسانه‌های دنیا پر از خبرهای مرتبط با «آشوب» در تهران می‌شود، رضا پهلوی و فرح دیبا و بوش پیام‌های «مقاومت کنید، ما با شماییم» می‌دهند و دختران و زنان جوان را به خیابان می‌فرستند، و...

یک‌سال بعد خانم شیرین عبادی می‌نشیند فکر می‌کند که خب، الان پس از این ماجراها، چند درصد از خانواده‌ها جرات دارند دخترشان برای حقوق زنان فعالیت کند بدون اینکه به دردسر بیفتد و آیا اصلا این کارها می‌ارزد یا نه. روزنامه‌ها به دلایل امنیتی از هرگونه بحث درباره‌ی حقوق زنان منع می‌شوند و دیگر کم‌کم هیچ دختر جوانی به تلاش برای برابری حقوق زنان فکر نمی‌کند. مثل الان که دیگر هیچ دانشجویی به سیاست فکر نمی‌کند. همین را می‌خواهید؟

خانم مهرانگیز کار و خانم شیرین عبادی. جنبش زنان ایران بعد از انقلاب یک نقطه‌ی اوج داشت که شما و تمام نوچه‌های «سکولار»تان با روش‌هایشان هرگز نخواهند توانست تکرارش کنند. موضعی که چند زن باحجاب اصلاح‌طلب توانستند قانون پیوستن ایران به کنوانسیون منع تبعیض برضد حقوق زنان را در مجلس به تصویب برسانند. (این قانون در نهایت توسط شورای نگهبان رد شد، ولی این از ارزش تصویب آن در مجلس نمی‌کاهد.)

شما اگر خیلی ادعا دارید بروید و کاری کنید که به مجلس بروید، آن قانون را تصویب کنید، با زنان میانه‌روی جناح راست وارد تعامل و رایزنی شوید و شورای نگهبان و رهبر را برای پذیرش این قانون آماده کنید.

خانم‌های عزیز، هر یک نماینده‌‌ای به مجلس بفرستید، از صد میلیون امضا برای رسیدن به هدف نهایی‌تان موثرتر است. این راهی که پیش گرفته‌اید تنها به ضرر هدف نهایی‌تان است. ولی هنوز وقت هست. خواهش می‌کنم تا کامل سرکوب‌تان نکرده‌اند تجدیدنظر کنید.

پسانوشت:

۱) متاسفم که بیشتر مخالفان من از اینکه استدلالم را رد کنند عاجزند و تنها راهی که برای مخالفت کردن می‌دانند آن است که من را به وزارت اطلاعات منتسب کنند یا حرف‌هایم را به حرف‌های کیهان و امثال آن تشبیه کنند یا سواد سیاسی و اجتماعی من را زیر سوال ببرند. ولی راستش با هیچ‌کدام از اینها استدلال من را رد نمی‌کنند. بلکه اتفاقا به خواننده ثابت می‌کنند که استدلال من به اندازه‌ای قوی بوده است که اینها نتوانسته‌اند آن را رد کنند و به اتهام‌های شخصی به من عصبانیت‌شان را از شنیدن یک نظر مخالف نشان داده‌اند. به دوستان عصبانی عاجز از استدلال پیشنهاد می‌کنم کمی درباره‌ی مقدمات روش استدلال منطقی مطالعه کنند.

۲) بعضی‌ها گفته‌اند که قانون پیوستن ایران به کنوانسیون منع تبعیض علیه زنان هرگز تصویب نشد. چرا اتفاقا توسط مجلس اصلاح‌طلب ششم پس از کلی بحث تصویب شد، ولی آخرسر توسط شورای نگهبان مغایر شرع اسلام و قانون اساسی تلقی و رد شد. ولی این از ارزش کار مجلس ششم و نمایندگان زنش کم نمی‌کند. صد میلیون امضا جمع کنید ولی باز هم آخر سر برای تغییر قوانین باید اول در مجلس آنها را تصویب کنید، بعد شورای نگهبان را قانع کنید که این قانون خلاف شرع و قانون اساسی نیست تا آن را تصویب و برای اجرا به دولت و قوه‌ی قضاییه ابلاغ کند. جز این راهی نیست. اگر هست توضیح دهید.

۳) تعدادی می‌گویند که مگر در وزارت اطلاعات و هسته‌های مرکزی قدرت کسی هست که موافق برابری حقوق زنان باشد. جواب این است که بله. در بالاترین سطوح حکومت در ایران، حتی بین گروه‌های همفکر سیاسی هزاران مورد اختلاف‌نظر جدی هست و برای این مساله شاهد زیاد است که در این‌جا نمی‌گنجد. در وزارت اطلاعات ایران هم مثل تمام سیستم‌های اطلاعاتی دنیا گروه‌های مختلف سیاسی وجود دارند و هرگز یک‌دست نبوده است. اصلا اگر چیزی جز این بود برای امنیت نه تنها ایران بلکه هر کشوری خطرناک می‌بود. شک نکنید که وقتی بازجوی فرناز سیفی به او می‌گوید که با مطالبات زنان مشکلی ندارد راست می‌گوید. ولی معنی‌اش این نیست که همکاران دیگر او هم مثل او فکرمی‌کنند. شک نداشته باشید که اگر تمام وزارت اطلاعات با مساله‌ی حقوق زنان مخالف بود، همه چیز طور دیگر بود. تا حالا فکر کرده‌اید چرا تا حالا یک کلمه هم درباره‌ی حقوق بهاییان در هیچ روزنامه‌ای نخوانده‌اید؟ (طبیعتا من اینجا از نقض بی‌رحمانه‌ی حقوق بهاییان در جمهوری اسلامی دفاع نمی‌کنم. می‌خواهم با این مثال منظورم را بهتر برسانم.)

۴) من با خانم کار یا خانم عبادی هیچ مشکل شخصی ندارم و هرگز هم تلاش‌های آنها را برای بهتر کردن زندگی زنان و کودکان ایرانی زیر سوال نمی‌برم. ولی با همین نگاه منصفانه باید بگویم که این خانم‌ها در دوسال اخیر بیشتر به منافع دشمنان من و شما خدمت کرده‌اند تا منافع ایران. خانم عبادی از نفوذ فراوانش برای تحریم انتخابات استفاده کرد و از این راه غیر مستقیم در به قدرت رسیدن احمدی‌نژاد نقش داشت. خانم کار هم الان دو، سه سال است که فقط برای آمریکایی‌ها تحقیق می‌کند وعیب و اشکال‌ها و موارد نقض حقوق بشر را در ایران به آنها نشان می‌دهد و خواسته یا ناخواسته برای پروژه‌ی شیطانی نشان دادن ایران خوراک تولید می‌کند، بدون اینکه ذره‌ای از این تحقیقات به زنان ایرانی داخل کمکی بکند.

۵) تشبیه حکومت نژادپرست آفریقای جنوبی با جمهوری اسلامی کاملا بی‌مورد است. تبعیض در جمهوری اسلامی وجود دارد، ولی هرگز به گستردگی و سیستماتیکی آفریقای جنوبی نبوده است و تازه اکثر همین تبعیض‌های موجود هم بخاطر برداشت محافظه‌کارانه‌ی شورای نگهبان است، و نه متن صریح قانون اساسی جمهوری اسلامی. بنابراین میزان مشروعیت داخلی و خارجی حکومت ایران به هیچ وجه با مشروعیت حکومت سابق آفریقای جنوبی قابل مقایسه نیست. از طرف دیگر پارامترهای سیاسی-اجتماعی موجود در جامعه‌ی آفریقای جنوبی آن‌قدر با ایران تفاوت دارد که به هیچ وجه نمی‌توان برای یک مساله‌ی مشابه، راه حلی مشابه تجویز کرد.

۶) برای کسانی که نخوانده‌اند، گزارش فرناز سیفی را از گفتگوهایش با مامور وزارت اطلاعات در هنگام بازجویی می‌آورم تا ببینید جمهوری اسلامی زمان لاجوردی با الان چه تفاوتی کرده است:

- سلام
- سلام خانم سیفی
- من هنوز تفهیم اتهام نشده ام. در حکم جلب هیچ اتهامی ننوشته اید. من باید بدانم به چه اتهامی من را اینجا اورده اید.
- خودتان چه فکری می کنید؟
- این سوال من از شما هست.
- در رابطه با سفرتان است.
- خوب؟
- شما عضو مرکز فرهنگی زنان هستید؟
- بله!
- از فعالین کمپین یک میلیون امضا چطور؟
- بله!

- خانم سیفی! در این سالها آنچه نوشته اید را من خوانده ام. به بخش وبلاگ شما کاری ندارم، آنجا حوزه شخصی شما است که من می توانم با بخش از آن موافق باشم و با بخشی دیگر مخالف.

و بعد سوال ها را کتبی روی فرم های رسمی بازجویی با آرم وزارت اطلاعات با آن شعار « النجاه فی الصدق» می نوشت و به من می داد تا پاسخ سوالات را بنویسم. شرح کامل سفرهای خارجی که رفته ام، به دعوت چه کسانی و به قصد چه کاری، چه آموخته ام، میزبان چه کسانی بوده اند و...

محور بیشتر سوال ها سفر دوبی که به دعوت شهرزاد نیوز در فروردین ماه رفته بودم و این سفر دهلی نو بود. می گوید دولت هلند بعد امریکا دومین کشوری بود که به خود این جسارت را داده است که به اسم ترویج دموکراسی در ایران بودجه تصویب کند؛ می گوید حتا انگلستان هم به خود جرات انجام چنین کاری را نداده است.می گوید در قالب کلاس روزنامه نگاری قصد دارند از شما سواستفاده کنند؛ از شما کسب اطلاعات کنند. من چه اطلاعاتی دارم اخر که به کار آنها بیاید؟ مگر شاغل در انرژی اتمی هستم یا وزارت خانه دولتی؟

می گوید قبول کنید اطلاعات ما از شما بیشتر است و مدارکی داریم که نشان می دهد اینها برانداز و ضد انقلاب هستند؛ می گویم قبول دارم و باید هم اطلاعات شما بیشتر از من باشد. این شغل شما است و اصلا هم وظیفه من نیست چنین اطلاعاتی کسب کنم ...من می روم این دوره ها تا دانش خود را ارتقا دهم و بس. هیچ وقت هم چیزی جز آموزش روزنامه نگاری در این دوره ها ندیدم. هیچ هدف پلیدانه ای هم ندیدم.

می نویسد به نظر شما چرا این دوره ها را در ایران برگزار نمی کنند؟ می نویسم بسکه در این سالها فضای بی اعتمادی بین نهادهای مدنی حاکمیت ایجاد کردید. به ان جی اوها سالن نمی دهید، اجازه برگزاری سمینار و وورک شاپ نمی دهید، با سوظن آنها را نظاره می کنید و دنبال اتهام بستن به آنها هستید. می نویسم نهادهای مدنی بازوی کمکی دولت ها هستند، دشمن نیستند و سعی دارند زندگی اجتماعی را ارتقا دهند. می نویسم من نمی دانم آیا شهرزاد نیوز درخواست برگزاری این دوره در ایران را کرده است یا خیر، اما می دانم در اثر این همه جواب نه که به نهادهای مدنی داده اید و این همه محدودیت بسیاری ترجیح می دهند اصلا دیگر امتحان هم نکنند.

می گوید اینطورها هم نیست...می گویم بارها به خود ما سالن ندادید یا مجوز برنامه هایمان را لغو کردید. می گوید همین حالا برای کمپین یک میلیون امضا هر هفته کارگاه دارید. می گویم در خانه های مسکونی خودمان کارگاه داریم. کی برای کمپین به ما سالن دارید؟ باز می گوید این طورها هم نیست. اما نمی گوید پس کدام طورها است!

سوال هایی ازسابقه همه فعالیت هایم در جنبش زنان، از مرکز فرهنگی زنان، از میزان درآمد ماهیانه من، از تجمع بیست و دو خرداد ماه، باز سفرهای خارجی و دوره های آموزشی که دیده ام، همسفران، باز سفر. تعجب آنها از اینکه « مرکز فرهنگی زنان» پولی از هیچ نهاد و سازمان داخلی و خارجی نمی گیرد، که مستقل است و رها از جریان های مالی و همت تک تک اعضایش و افراد علاقه مند حوزه زنان سرپا و زنده و محکم نگاه داشته است خانه کوچک ما را.

شگفتی از اینکه این درآمدهای شما کفاف زندگی را می دهد؟ بخش اعظم زندگی و وقت خود را صرف دغدغه های خود کرده ایم و بخش اعظم درآمد خود را نیز. زبان مشترکی هست که توضیح دهم این آرمان ها را؟ نمی دانم...

دو سه بار یادداشت هایی را کارآموز جوانش از بیرون می آورد و تحویل می داد.... من نتوانستم سرک بکشم و ببینم یادداشت ها چیست...منصوره اما موفق شده بود و نوشته است که در یادداشت ها گفته شده بود از کمپین یک میلیون امضا سوال کتبی نشود! و برخورد مودبانه باشد! و سوال کتبی هم نشد...و برخورد هم مودبانه بود.

و قیم مابی...و نصیحت که ما نگران شما هستیم که از شما سو استفاده نشود! و از سر دلسوزی است که اینجاییم!!....نمی فهمم آن دستگیری در فرودگاه، آن تفتیش همه گوشه و کنار اتاقم، سلول انفرادی و چشم بند و بازجویی در نیمه شب چه سنخیتی دارد با دلسوزی پدرانه و برادرانه! واژه ها رنگ باخته اند یا گستره معنایی شان این اندازه متناقض شده است؟!

چند ساعت گذشته است؟ فکر کنم چهار صبح شده است. می گوید ما بررسی می کنیم و انشالله فردا صبح مساله بازداشت حل شده است و اگر تناقضی میان گفته های شما نباشد موضوع به زودی حل می شود. حالا باید زیر تک تک جواب هایم را امضا کنم و تاریخ بزنم...می پرسم هشت بهمن شده است دیگر؟...مک