خرس مهربان
  
 آدمی زندگی عشق و ادبیان
 
فروردین 1387
ش ی د س چ پ ج
          1 2
3 4 5 6 7 8 9
10 11 12 13 14 15 16
17 18 19 20 21 22 23
24 25 26 27 28 29 30
31            
 
آرشیو
 
یکشنبه 16 بهمن ماه سال 1384
استاد محمد علی فرزانه جاودانه شد

 سلام

زندانیان سیاسی همچنان در بند هستند

* اکبر گنجی در محدودیت شدید غذایی دارویی پزشکی و در سرمای زیر صفر درجه تاوان جسارت و آزادگی خود را می دهد. همسرش می گوید : وضعیت نگهداری ایشان بگونه ای است که سرویس های بهداشتی آن قسمت در داخل حیاط است. محوطه اوین هم بسیار سرد است در این زمستان. لوله ها روکار هستند و از ساعت 8 شب لوله ها یخ می زنند و تا حدود فردا 11 صبح که این لوله ها یخش باز می شود، هیچ آبی برای وضو و طهارت و اینها ندارند آقای گنجی. یعنی از همه جهت تحت فشار هستند. از کمترین امکانات یک انسان هم محروم اند.معصومه شفیعی همچنین در مورد مکان زندان گنجی می گوید :در زندان فوق امنیتی 2 الف که در محوطه زندان اوین مستقر است و این زندان متعلق به حفاظت-اطلاعات سپاه پاسداران است و نگهداری ایشان در آن قسمت کاملا غیرقانونی است. زیر نظر از سازمان زندانها نیستند. کمتر از دو ماه به آزادی گنجی مانده است از امروز با روز شمار آزادی گنجی به پیشواز آزادیش برویم.

* مجتبی سمیعی با دستان دستبند زده ، در اسارت مافیا برای دادن امتحان به دانشگاه برده میشود.

* منصور اصانلو در زندان های مافیا زیر فشار شدید قرار دارد.

فعالان قومی هر روز بیشتر تحت سرکوب قرار می گیرند.

* حکم حجت اسلام عظیمی قدیم روحانی آذربایجانی پس از مراجعت از سفر خارج (کشور سوئد) اعلام شد. عبدالعزیز عظیمی قدیم روز 10 دی در دادگاه ویژه روحانیت تبریز توسط قاضی اسماعیلی محاکمه و حکم صادره یک روز بعد به وی ابلاغ گشته است« مشارالیه را در خصوص اتهام اول «تخلف از حکم دادگاه» نظر به تقاضای دادستان مجری حکم مجازات قبلی وی به  3  ماه و یک روز حبس تعزیری تبدیل و در خصوص اتهام دوم "فعالیت تبلیغی به نفع گروه‌ها و سازمانهای مخالف نظام" به یک سال حبس تعزیری با احتساب ایام بازداشت و در خصوص اتهام سوم "هتک حیثیت روحانیت" به  10 سال محرومیت از پوشیدن لباس روحانیت محکوم می‌گردد. پوشیدن مجدد لباس روحانیت پس از پایان  10 سال منوط است به تقاضای دادستان مجری حکم و موافقت دادگاه ویژه روحانیت و به‌عنوان تتمیم حکم تعزیری به 5 سال ممنوعیت خروج از کشور و 5  سال منع اقامت در استانهای آذربایجان شرقی، آذربایجان غربی، اردبیل و زنجان و انجام هر گونه فعالیتهای تبلیغی در استانهای فوق محروم می‌گردد. حکم صادره حضوری است و ظرف مدت  20  روز پس از ابلاغ در دادگاههای تجدید نظر دادگاه ویژه روحانیت قابل تجدید نظر می‌باشد.»

*خانواده ریحانه پورغنی عضو شورای مرکزی جمعیت اسلامی دانشجویان دانشگاه زنجان و مدیر مسئول نشریه دانشجویی توقیف شده قیزیل اوزه ن مورد تهدید اداره اطلاعات شهرستان زنجان قرار گرفت.
ریحانه پورغنی که از دیروز (۲۸ دیماه) تعطیلات پایان ترم خود در شهر سلملس را می گذراند به دوستان خود در جمعیت اسلامی اطلاع داده است روز چهارشنبه ۲۸/۱۰ /۸۴ اداره اطلاعات سلماس با پدرش از طریق تلفن تماس گرفته است.مامور  امنیتی از پدر پورغنی خواسته است که صبح روز شنبه ۱/۱۱/۸۴ دخترش را به اداره اطلاعات زنجان تحویل دهد.مامور مذکور در ادامه آقای پورغنی را تهدید کرده است که اگر به خواسته ایشان عمل نکند دخترش توسط ماموران بازداشت و به زنجان فرستاده خواهد شد.

*یاشار حکاک پور مراغی دانشجوی ترم آخر معماری دانشگاه زنجان توسط ماموران اداره اطلاعات در شهر مراغه دستگیر و در مکان نامعلومی بازداشت شده است

*داود عظیم زاده لیسانس محیط زیست و دبیر مدارس راهنمایی شهرستان مراغه دیروز صبح دوم بهمن ماه توسط نیروهای اطلاعاتی مراغه دستگیر و زندانی شد.بنا به اظهارات نزدیکان عظیم زاده وی با تلفن به اداره حراست آموزش و پرورش شهرستان خوانده شده و آنجا دستگیر شده است

*اخیرا فشار بر دیگر فعالان سیاسی آذربایجان بصورت قابل توجهی افزایش یافته است و در حال حاضر دو معلم با نامهای جواد عباسی و هدایت ذاکر و نیز یک فعال دیگر آذربایجانی به نام عباس نیکروان به دلیل فعالیتهای ضد اپارتاید خود درراستای دفاع از برابر حقوق اقوام و ملل ایران در زندانهای خوی و تبریز به سر می برند.

۲- مافیای حاکم کشور به پرتگاه جنگ و نابودی می برد.  

* مافیای حاکم برای فرار از مطالبات معیشتی و اقتصادی مردم  و توجیه ناتوانی خود  از پیشرفت توسعه و رفاه اقتصادی اجتماعی کشور بحران سازی می کند. دولت جدید که برای حفاظت و حراست از قدرت و ثروت تاراجی مافیا تشکیل شده است، هر روز با ایجاد یک بحران تازه در روابط بین المللی بر ناتوانی خود سرپوش می گذارد همچنین با شدیدتر کردن بحران و بردن کشور بر لبه نابودی سعی در محدودیت های بیشتر و سرکوب کامل نیروهای مخالف خود دارد. 

* مافیای حاکم و دولت منتخب مافیا برای استمرار غارت و تاراج منافع کشور در تلاش برای ساخت و پاخت با غرب ، شرق ، شمال و جنوب با دادن امتیازات گسترده به بیگانگان و تاراج منابع نفتی کشور از هیچ رذالتی فرو گذاری نمی کند. گروه ها و شخصیت های مخالف باید در مقابل این تاراج مقاومت کنند. اگر چه در زمان انتخابات با سکوت در برابر کودتای مافیا فرصتی طلایی را از دست دادند ولی الان نیز هنوز فرصت هست که شخصیت های ملی و گروه های مترقی در مقابل این غارت اعتراض کنند.

* مافیا انرژی هسته ای را علم کرده و روی آن مانور می دهد در میان سکوت اکثریت باز دکتر شیرزاد علی مزروعی عباس عبدی با شجاعت آن را نقد کردند. همه می دانیم که مقداری اورانیوم غنی شده از قاچاقچیان آسیای میانه خریدن و تلاش برای ساختن بمب اتمی برای ترساندن مردم کشور و دنیا تنها هدف مافیاست جالب آنکه جبهه ملی خارج کشور هم خواستار خمایت از انرژی هسته ای شده است لابد آنها هم می خواهند بر سر ترک ها عرب ها و بلوچ ها بمب اتمی بریزند. 

* روس ها هم چون گرگ و کفتار می خواهند هرچه بیشتر پاره کنند و ببرند. کشوری که در وسط زمستان و سرد ترین موقع سال گاز صادراتی به کشور های همسایه خود را قطع کرد چگونه می تواند برای ایران قابل اتکا باشد. لاریجانی با سفر به روسیه و دادن باج بیشتر باز برای ادامه تاراج مافیای حاکم از کیسه این مردم بدبخت می بخشد. چند سال قبل در زمان هاشمی که ایران به خاطر پرونده میکونوس،تحت فشار بود روسیه سه زیر دریایی اتمی از رده خارج شده را به مبلغ میلیاردها دلار به ایران فروخت و بیش از ۱۰ سال هست که هر سال میلیارد ها دلار بابت نیروگاه بوشهر کشور ما را سرکیسه می کند کشوری که بیشترین قرارداد های ظالمانه را ( قرار داد گلستان ترکمانچای ......) را برما تحمیل کرده است بیشترین تعداد از هم وطن های ما را کشته است بسیاری از شهرهای ما را تصرف و هم وطنان غیر مسلح ما را قتل عام کرده در روز عاشورا در تبریز شجاع ترین آزدایخواهان کشور را از جمله ثقه الاسلام شهید و فرزندان علی مسیو را به دار آویخته است. و اینک دست در دست مافیای حاکم دلار های نفتی کشور را غارت می کنند. خدا رحمت کند مهندس بازرگان را که اول انقلاب می گفت اگر امریکا شیطان بزرگ هست شوروی شیطان اکبر است و ما بچه ها از حرفش عصبانی می شدیم که امریکا امپریالیسم و کذا و کذا ..

* امین موحدی روزنامه نگار مشکین شهری به به خاطر افشای ارتباط مواد رادیواکتیو سبلان با افزایش موارد ابتلا به سرطان به محاکمه تهدید شده است.این روزنامه نگار به سبب انتشار مطالبی در روزنامه های محلی درباره تاثیر پساب حفاری های حوزه سبلان در افزایش هشداردهنده میزان سرطان دستگاه گوارشی در میان مردم منطقه، در منزل خود توسط ماموران امنیتی بازداشت و در زندان تهدید شده است که در صورت ادامه تحقیق و انتشار در این باره، به اتهام جاسوسی محاکمه خواهد شد. وی می گویدکه طی مدت تحقیق در سه روستا به 40 نفر مبتلا به سرطان برخورد کرد که تحت شیمی درمانی قرار داشتند.شرکت انرژی نوین، یا «سانا» در این منطقه به فعالیت های مربوط به انرژی مشغول بوده است و این شرکت را ماه گذشته وزارت خزانه داری آمریکا بخشی از سازمان انرژی اتمی ایران معرفی کرد و معامله با آن را تحریم کرده است. میزان سرطان دستگاه گوارشی در استان اردبیل، بنا بر گزارش های رسمی دولت ایران، بالاترین میزان و رشد را دارد و تقریبا دو و نیم برابر سطح جهانی است.

۴- اعتصاب رانندگان و کارگران شرکت واحد و تشکل آنان در سندیکای خود امید تازه ای را در مبارزات مردم ایران زنده کرد اعتصاب گسترده و شجاعانه رانندگان شرکت واحد که در برخی مناطق از حمایت خانواده های آنان نیز بر خوردار بود شروع تازه ای خواهد بود از مبارزان سندیکائی کارگران. روز شنبه ۸ بهمن ماه دور تازه ای از اعتصای رانندگان شرکت واحد برای مطالبات بر حق خود و همچنین برای آزادی منصور اصانلو رئیس سندیکا آغاز خواهد شد از هر طرقی که می توانیم برای این اعتصاب تبلیغ و کمک کنیم.

آخرین خبر ها : دیروز و امروز حکومت برای درهم شکستن اعتصاب کارگران ، خشونت و سرکوب را به اوج رسانده ، موج بازداشت ها ادامه دارد ، همسران فرزندان مادران گروهی از فعالان سندیکا را هم دستگیر کرده اند ، خانه های فعالین کارگری مورد یورش قرار گرفته است. این اعتصاب صدای اعتراض هفده هزار تن کارگر گرسنه شرکت واحد است ...

اسامی برخی از صدها فعال کارگری سندیکائی دستگیر شده :

محمد نعمانی پور مهدی بیات حسن سعیدی مهدی فروندی احمدحسنی رضا بهروزیان محمدعلی عیسی ابادی سیدرضا نعمتی پور آرش پولادپور محمدرضا محمدنژاد ناصر غلامی غلامرضا خوشمرام مسعود خانی محمود هژیری احمد مرادوند فیروز حسینی .......

خانم های آقایان منصور حیات غیبی سید داود دضوی یعقوب سلیمی 

ارزش شما و حرف هایتان

تهران ساعاتی قبل از اعتصاب

حسن محمدى از اعضاى فعال سندیکاى کارگران شرکت واحد تهران و حومه

بیانیه های سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی تهران و حومه

وبلاگ سندیکای اتوبوس رانی

سعید حبیبی عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت و مجید اشرف نژاد دبیر انجمن اسلامی دانشگاه شهید رجایی که در تجمعی که صبح امروز در جمع کارگران شرکت واحد تشکیل شده بود ، شرکت داشته‌اند دستگیر شده اند . دانشجویان دستگیر شده آزاد ولی بلافاصله به کمیته انضباطی احضار شدند

حقوق کارگران  حقوق بشر است

در پی اعتصاب ده ها تن دستگیر و سرکوب شدند

غلامرضا میرزایی عضو هیات مدیره و مسول روابط عمومی سندیکای کارگران شرکت واحد در مصاحبه با رادیو فردا

عده ای از کارگران بازداشت شده شرکت واحد به بند ۲۰۹ وزارت اطلاعات منتقل شدند

سخنان تکان دهنده دختر۱۲ ساله  یکی از فعالین سندیکای کارگران شرکت واحد

کارگران زندانی شرکت واحد دست به اعتصاب غذای جمعی زدند

توبه نامه شرط برگشت رانندگان شرکت واحد به کار

۵- به کشتار مردم ایران پایان دهید. آنچه در جاده های ایران اتفاق می افتد    

۶- موضع گیری شجاعانه آیت اله منتظری      در حال تکمیل

۷- حاشیه نشینی همچون خطری بزرگ         در حال تکمیل

۸- وزارت علوم آیا خواهد توانست علوم انسانی را برای همیشه بخشکاند ؟

۹- تلویزیون به عنوان رسانه ای فراگیر اصلی ترین نیاز نیروهای آزادیخواه و مترقی هست مخالفت شدید مافیای حاکم با تلویزیون صبای کروبی نشان داد

۱۰ - نگاهی به چند کتاب                  در حال تکمیل

* انکشاف اقتصادی ایران و امپریالیسم انگلستان نوشته آصف سلطان زاده

 

* جنبش نقطویه نوشته علیرضا ذکاوتی قراگوزلو

۱۱ - نگاهی به چند مجله                       در حال تکمیل

۱۲- چند شعر                                  در حال تکمیل

موضوع اصلی

 دموکراسی     در حال تکمیل

محمدعلی فرزانه :

محمدعلی فرزانه خادم بزرگ ادبیات آذربایجان در سوئد در گذشت. من این خبر را ۵ روز بعد فهمیدم . لاله جوانشیر عزیز برایم پیامی گذاشت و نهیبی  که چرا همه در مقابل این فقدان بزرگ سکوت کرده اید! و من متعجب که چرا خبر به این مهمی چون بمبی منفجر نشده است. فرزانه از جهاتی با بقیه نویسندگان و فعالان دیگر فرق های عمده ای داشت. فرزانه از نسلی بود که همراه و متاثر از نهضت و فرقه دموکرات آذربایجان بالید و به آن وفادار ماند از این نظر او همچون غلامحسین ساعدی صمد بهرنگی رضا براهنی ....به نظر می رسد ولی فرق عمده او با آنها این بود که بر خلاف آنان که قبول کردند که بر خلاف میل خود به زبان فارسی بنویسند و به خلاقیت ها و آفرینش های خود ادامه دهند ولی او تا آخر به زبان ترکی وفادار ماند و به ترکی نوشت از این نظر او شبیه بولود قاراچورلو ( ب ق سهند ) بود که او نیز تا آخر عمرش فقط به ترکی شعر سرود با اینکه هیچگاه در زمان او رژیم سابق اجازه چاپ و نشر آثارش را نداد ولی بولود قاراچورلو با ایمان و اراده ای شگرف نا امید نشد و به سرودن شعرهای ترکی ادامه داد متاسفانه در اولین بهار انقلاب قلب عاشق و شاعر بولود از تپش ایستاد ولی فرزانه این شانس را داشت که ۲۷ سال بعد از انقلاب زنده به ماند و همچنان برای فرهنگش با وجود همه موانع و سختی ها کار کند. او از جهتی دیگر نیز برایم عزیز بود عمویم می گفت که پدرم و فرزانه در جوانی از دوست های بسیار صمیمی بودند ( پدرم سال ۵۵ در گذشته است ) او مرا در سالهای بعد که در تهران دانشجو بودم چندین بار تشویق کرد که بروم به دیدنش یک بار هم رفتم به انتشارات اندیشه نو در میدان انقلاب تهران که متاسفانه ندیدم او را و الان افسوس اینکه او را هیچ وقت از نزدیک ندیدم . جالب تر اینکه مدتی پیش روزنامه دستم بود و مطلبی در مورد استاد فرزانه می خواندم عکسش را به پدر زنم نشان دادم و گفتم آقای فرزانه هست اسم اصلی اش آقای محمدعلی قوسی بود ومتوجه شدم که در کودکی استاد فرزانه با پدر زنم همسایه بودند و محمدعلی چند سالی از او بزرگ تر . و از بچگیاو  و خانواده آنان گفت که چقدر فقیر بودند و با چه رنجی کار می کردند و درس می خواندند . سعی می کنم کمی اطلاعات کتبی و شفاهی در مورد استاد فرزانه جمع کنم و در وبلاگ بگذارم فعلا خلاصه ای از یادداشت آقای حسن راشدی را اینجا می گذارم  

پروفسور فرزانه در سال 1302 هجری شمسی در محله‌ی «چای قیراغی» تبریز به دنیا آمد و در شرایط سخت مادی به تحصیل پرداخت. وی با درک ناعدالتیهای جامعه آنروز به صف مبارزان سیاسی – ادبی سالهای دهه 20 پیوست و اولین اثر فارسی اش بین سالهای 1320- 1323 در مطبوعات تهران چاپ گردید.

    دکتر فرزانه در سالهای 1324 – 1325 در فضای دموکراتیک آنروز آذربایجان، مقاله های مفصل خود را در روزنامه «آذربایجان» آن سالها و به زبان ترکی آذربایجانی زیر عنوانهای «آذربایجان ملّی داستانلاری» (داستانهای ملی آذربایجان) و «آذربایجان فولکلور نمونه لری» (نمونه های فولکلور آذربایجان) به چاپ می رساند.

    بعد از حوادث 21 آذر 1325 و شکست نهضت ضد دیکتاتوری پهلویِ آذربایجان به رهبری سید جعفر پیشه وری، اختناق شدیدی توسط عوامل رژیم شاهنشاهی در آذربایجان‌ حاکم شد. محمدعلی جوان به علّت فعالیتهای سیاسی ، اجتماعی وفرهنگی خود، بخصوص برای صلح ورفع اختناق وسرکوب از آذربایجان، به همراه چند تن از یاران خود در تلگرافخانه تبریز  تحصن کردند. در ادامه این حرکت انقلابی توسط عوامل رژیم پهلوی دستگیر و زندانی می شود.

    وی سالهای محکومیت 5 ساله خود را در زندانهای تبریز، مراغه، نارین قلعه اردبیل و قزل قلعه تهران می گذراند و تحت شدیدترین شکنجه های شکنجه گرهای رژیم پهلوی قرار می گیرد . به طوریکه بر اثر شکنجه های شدید و ممتد، پارچه پیراهن تنش به پوست بدن می چسبد که این پیراهن به عنوان دلیل و سند معتبر از شکنجه آزاد اندیشان ایران در زمان رژیم پهلوی، به «فدراسیون هواداران صلح جهانی» فرستاده می شود.

    دکتر فرزانه بعد از آزادی از زندان، در سال 1332 مجبور به مهاجرت به تهران می شود و در تهران نیز به فعالیت ادبی ، اجتماعی و  سیاسی خود ادامه می دهد. چنانکه کتاب ارزشمند و تاریخی «گذشته چراغ راه آینده است» را با همکاری چند نفر از دوستان که تحلیل حوادث تاریخی دوران پهلوی و یکی از منابع معتبر محققین و دانشجویان است را در سالهای سقوط سلطنت پهلوی و پیروزی انقلاب منتشر می کند.

  کتاب معتبر و با ارزش «گذشته چراغ راه آینده است» بدون نام نویسنده آن و تنها با نام «نشر جامی» بدون آدرس و تلفن در بین مطبوعات کشور آنچنان جایی معتبر برای خود باز کرد که هر کسی از خود می پرسید و الان هم می پرسد که نویسنده و یا نویسندگان این اثر گران قیمت چه کسانی هستند؟!

    لاکن نویسندگان آن هم قسم شده بودند تا زمانیکه زنده هستند نام پدید آورندگان این اثر مهم منتشر نشود ولی بعد از مرگشان از آنها نام برده شود. اینک با تاسف اولین نام از نویسندگان این اثر مهم به نام «پروفسور محمد علی فرزانه (قوسی) به جهان مطبوعات معرفی می گردد! استاد فرزانه (قوسی) که بیشتر مقالات خود را با نام «م.ع فرزانه» منتشر می کرد. یکی از شناخته شده ترین شخصیت ادبی و مدافع حقوق فرهنگی ملّت آذربایجانی است. وی کتابهای بسیاری را در زمینه فرهنگ و زبان ترکی آذربایجانی تألیف و منتشر کرده است که از آن جمله می توان به کتاب با ارزش و دو جلدی «مبانی دستور زبان آذربایجانی» و «آذربایجان خالق ادبیاتیندان بایاتیلار مجموعه سی» (مجوعه بیاتیها از ادبیات خلقی آذربایجان) و... اشاره کرد. کتاب «بایاتیلار» بعد از انقلاب 8 بار تکرار چاپ شده و در میان مطبوعات ایران در زمینه کتابهای فولکلوریک جای نخست را به خود اختصاص داده است.

    دکتر فرزانه در حدود بیست اثر به زبانهای ترکی آذربایجانی و فارسی از تألیف و ترجمه، و 150 مقاله از خود بیادگار گذارده است که بنا به گفته خود در اتو بیوگرافی اش، بیش از ده هزار صفحه در زمینه تحقیق و پژوهش در مسائل فرهنگی – زبانی آذربایجان نوشته است.

    دکتر فرزانه چندین سال مسئول کتابخانه تربیت تبریز بوده و از سال 1358 و از اولین روزهای آغاز به کار مجله «وارلیق» به مدیریت پروفسور جواد هیئت، جراح و تورکولوگ مشهور آذربایجان و ایران، عضو هیئت تحریریه این مجله و از نویسندگان معتبر این مجلّه است که در تهران منتشر می شود.

    دکتر فرزانه از طرف «آکادمی علوم» جمهوری آذربایجان شایسته دریافت مقام پروفسوری افتخاری و از طرف «دانشگاه زبان، ادبیات و فولکلور آذربایجان» مفتخر به دریافت مقام دکترای افتخاری شده است.

 

    وی عضو «اتحادیه نویسندگان جمهوری آذربایجان» ، عضو انجمن «آکادمی سلطنتی سوئد» و عضو «اتحادیه نویسندگان سوئد» بوده و مقاله هایش علاوه بر مطبوعات داخلی در مطبوعات جمهوری آذربایجان، سوئد و آلمان نیز چاپ می شد.

    دکتر فرزانه از جمله کسانی بوده که در سال 1372 از طرف رئیس دانشگاه تبریز به همراه دکتر جواد هیئت و دکتر حمید محمد زاده جهت تدوین و تدریس زبان و ادبیات ترکی آذربایجانی در دانشگاه تبریز دعوت شده بود.

    استاد فرزانه بنا به دعوت آذربایجانیان مقیم سوئد جهت شرکت در کنفرانسهای زبان و ادبیات ترکی در آن کشور، در سال 1377 به سوئد مسافرت کرد و هنگام برگشت به وطن دچار عارضه قلبی گردیده و  تحت مراقبت پزشکی قرار گرفت  که  از آن تاریخ به بعد در این کشور به سر می برد.  ایشان از زمان عزیمت به کشور سوئد تا دقایق آخر عمر خویش در این کشور نیز به تدریس، تعلیم، تحقیق و نوشتن در زمینه زبان و فرهنگ ترک آذربایجانی مشغول بود و آذربایجانیان مقیم کشور سوئد از حضور ایشان بهره های فراوان می بردند.  پروفسور فرزانه عدالت را برای همه مردم کشور می‌خواست و در زمینه حقوق فرهنگی – زبانی مردم آذربایجان که بیشترین مظالم در حق آنها صورت گرفته بود ، بصورت خستگی ناپذیر می کوشید. وی چند روز قبل از وفاتش در بیمارستان شهر «گوتنبرگ» سوئد که در سحرگاه روز سه شنبه 27 دی ماه 1384 اتفاق افتاد گفته بود:

«منیم خزان اولموش یارپاقلاریم تبریزین تورپاقلارینا قاریشسین!»

(برگهای خزان من با خاک تبریز عجین شود!)

آخرین خبر اینکه همسر استاد فرزانه خانم اختر بدوستانی در مصاحبه ای با شمس تبریزی گفته است

 آخرین باری که استاد را دیدم ساعت 7 عصر بود که از بیمارستان بیرون آمدم . او در آن روز غذایی نخورده بود و من دو عدد خرمالو برای او بردم چرا که خرمالو را زیاد دوست داشت . یکی را خورد و دیگری را در کنارش گذاشت . او هیچوقت نمی خواست که کسی او را غمگین ببیند و همیشه خنده از سیمایش هویدا بود و به همین خاطر در آخرین روزی که دیدم از من خواست که دستش را بگیرم و با هم رفتیم که صورتش را بشوید تا شاداب به نظر رسد . خیلی از افراد به ملاقاتش می آمدند و او با همه شوخی و مزاح می کرد ولی در آن شب آخر به من اصرار می کرد که پیش او بمانم ولی بیمارستان اجازه این کار را نمی داد . تا اینکه در ساعت 5/5 صبح به دیار ابدی پیوست . ای کاش مرده او را هم می دیدید که مثل یک فرشته بود ، موهایش را شانه کرده بود و دستهایش را بر روی سینه اش گذاشته بود و من هنوز احساس می کنم که او در خواب است . دکتر فرزانه مرده اش هم مظلوم و زیبا بود .

اختر بدوستانی : 18 بهمن ماه  در تبریز خواهیم بود و مراسم تشییع جنازه برگزار خواهد شد .  

 

اختر بدوستانی : آخرین حرفم این است که دکتر فرزانه راضی نبود که کسی ناراحت شود و قلم او ترسیم کننده راه انسانیت بود . او همیشه آرامش را دوست داشت و عاشق گل بود به طوری که اگر کسی به او گل می داد یک شاخه اش را در دستش نگه می داشت . دوست دارم هر کسی که می خواهد در مرسم تشییع جنازه او شرکت کند آرامش او را برهم نزند و فقط با یک شاخه گل بر سر مزارش حاضر شود . از تمام جوانان و دوستداران دکتر فرزانه می خواهم که با آرامش او را در منزل ابدی دفن کنند .

روحش شاد و راهش پر دوام باد.


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 27028


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها